آورده بود « 1 » . اين مشكل - برحسب تفوق فلان يا به همان جريان و دسته - در زمانهاى مختلف به صورتهاى متفاوت حل ميشد و فيصله مىيافت . بالنتيجه بديهى است كه بوميان در برابر اين نوسانات بىاعتنا نبودند .
عمر دوم ( 99 تا 102 هجرى / 717 تا 720 ميلادى ) كه خوش نام - ترين و پارساترين خليفهء اموى به شمار مىرود نهتنها اخذ خراج را از اسلام آوردگان ممنوع ساخت بلكه تازه مسلمانان را از مختون شدن نيز معاف كرد « 2 » .
حكام و ولات وى موظف بودند نخست در انديشهء اشاعهء دين اسلام و احداث مهمانسراها ( خانها ) « 3 » و اماكن عمومى ديگر باشند . نخستين حاكم منصوب از طرف عمر [ دوم ، عبد العزيز ] جرّاح بن عبد اللّه نام داشت و توانست سيادت اعراب را حفظ كند . سردار وى به نام عبد اللّه بن معمار اليشكرى در بخش شمال شرقى ماوراء النهر وارد عمليات شد و موفق گرديد و در شرف حمله به متصرفات چين بود كه تركان محاصرهاش كردند و عبد اللّه به دشوارى ، پس از پرداخت سربهائى از چنگ ايشان رهائى يافت « 4 » .
هامش
( 1 ) - نيك دانسته است كه در آن زمان هنوز تفاوت بارزى ميان خراج ( در دوران بعدى « ماليات يا اجارهء زمين » ) و جزيه ( بعدها « ماليات سرانه » ) وجود نداشت .
بهويژه رجوع شود به : ،Passim ; Miiller، «Das Arabische Reich» خWellhausen« ،Becker؛ (Djizya ( Ei , I» ،sq ; Becker؛ 361 .BdlI , S« ،Der islam» (Ei , II) «Egypt» حتى مؤلف مفاتيح العلوم ( خوارزمى ) خراج و جزيه را يكى مىداند .
( 2 ) - طبرى ،II، 1354 .
( 3 ) - همانجا ، 1364 .
( 4 ) - بلاذرى ، 426