ديده مىشده كه در سال 340 هجرى / 951 ميلادى بدرود حيات گفته « 1 » . بازارى كه توسط قراتگين ساخته شده بوده نيز در اين شهر برپا بوده . درآمد اين بازار ( ماهى هفت هزار درهم ) وقف خريد نان و ديگر اغذيه براى فقيران بوده است . ابنيهء شهر از خشت و گل ساخته شده بوده .
سراسر محل واقع در مشرق تا درهء طلاس [ طراز ] ( و آن دره هم ) و محال شمال غرب تا صبران ( صبوران ) جزو ناحيهء اسفيجاب شمرده مىشده . دربارهء درهء طلاس [ طراز ] و جادههائى كه آن دره را به اسفيجاب مربوط مىسازد در جاى ديگر مفصلا سخن رفته است « 2 » . اما راجع به نواحى شمال غربى « 3 » : در غرب اسفيجاب ناحيهء كنجيده قرار داشته كه شهر عمدهء آن سبانيكث يا اسبانيكث ( در تأليف مقدسى « ارسبانيكث » آمده ) در دو روزه راه از شهر اسفيجاب قرار داشته « 4 » . شهرى بوده مستحكم و داراى مسجد جامع . بيشتر ابنيهء آن در ربض بوده است . پائينتر از كنجيده بلوك بار آب و يا فاراب [ پاراب ] مسافتى را در
هامش
( 1 ) - ابن اثير ، چاپ تورنبرگ ،V I I l، 157 ، 370 .
( 2 ) - بارتولد ، « گزارش سفر به آسياى ميانه » ، ص 10 - 9 ، 16 - 115 . مىتوان افزود كه از قريهء كنونى منكنت در شمال شرقى چمكنت در تأليف ياقوت هم سخن رفته است ( « معجم » ،I V، 671 ) ، ذيل نام « منكنت » .
( 3 ) - استخرى ، 346 ؛ ابن حوقل 391 - 390 ، 405 ، مقدسى 274 - 273
( 4 ) - محتملا شهرهاى خورلوغ و جمشلاغو كه مقدسى در فاصلهء بين اسفيجاب و سبانيكث ذكر كرده ( بدون تعيين موضع دقيق آنها ) در همين ناحيه بودهاند . ولى بايد به اين نكته توجه داشت كه مقدسى گاه شهرها را بر خلاف ترتيب موضع جغرافيائى آنها برمىشمرد . مثلا وسيج را قبل از كدر نام مىبرد و حال آنكه پائينتر از كدر بوده .
دربارهء جمشلاغو رجوع شود به بارتولد ، « گزارش سفر به آسياى ميانه » ، ص 10 .