اخسيكت ، در نقاد و ديگر نقاط ، معادن زر و سيم وجود داشته . در نزديكى سوخ جيوه و در نسياى زبرين « چشمههاى زفت » [ قير ] و پنبه كوهى و زر و سيم و فيروزه و آهن و مس و سرب استخراج مىشده . و سرانجام اين را هم گوئيم كه فرغانه يكى از نواحى معدود متصرفات اسلامى بوده كه در آنجا نشادر به دست مىآمده « 1 » ( بنا به گفتهء مؤلف « جهاننامه » « 2 » در نزديكى اوزگند ) .
شهر خجند ( خجنده ) « 3 » كه پس از قرن دهم ميلادى ( چهارم هجرى ) جزو فرغانه شمرده مىشده در قرن دهم ميلادى ( چهارم هجرى ) واحد ادارى عليحدهاى را تشكيل مىداده . در دوران پيش از اسلام نيز از « ملك خجند » « 4 » سخن رفته است . گرچه وى ظاهرا تابع پادشاه فرغانه بوده . خجند يكى از شهرهاى بزرگ ماوراء النهر بوده و قهندز و شهرستان و ربض داشته . زندان در قهندز و مسجد آدينه در شهرستان و كاخ در ميان ميدان ربض قرار داشته .
باغستانها و تاكستانهاى اين شهر مشهور بوده و جمعيت آن چندان زياد بوده كه محصولات مزارع پيرامون نيازمنديهاى مردم را رفع نمىكرده و از فرغانه و اسروشنه گندم براى مصرف شهر وارد مىشده است . اريقى [ جوئى ] در وسط شهر جارى بوده كه محتملا نه از سيردريا بلكه از خوجه بكير خان « 5 » متفرع مىگشته . چنان كه پيش گفتيم شهر كند نيز جزو ناحيهء خجند بوده .
هامش
( 1 ) - ابن حوقل ، 398 - 397 ؛ استخرى 334 .
( 2 ) - « متون » ، ص 81 ( بكران ، « جهاننامه » ) . رجوع شود به ماقبل ( ص 262 - 360 ) خبر مربوط به ذغالسنگ و استخراج آن در فرغانه .
( 3 ) - استخرى ، 333 ؛ ابن حوقل ، 392 - 391 ؛ مقدسى 272 .
( 4 ) - طبرى ،I I، 1439
( 5 ) - رجوع شود به بارتولد ، « آبيارى » ص 136 .