جمع مىكنند « 1 » » . ويرانههاى كاث كهنه اكنون به « شيخ عباس ولى » « 2 » مشهور است . يك دژ كوچك كنونى فقط ربع كهندز قديمى را اشغال كرده و بقاى يك مناره و حصار شهر نيز وجود دارد .
ديديم كه نهر بزرگ وداك ( به گفتهء دخويه « 3 » اكنون مسير كونيهدريا [ « كهنهدريا » ] ) اندكى بالاتر از كاث از رود متفرع مىگردد . اريق بوه در پائين دست شهر منشعب مىگشته و نزديك قريهء اندرستان به فاصلهء يك روز راه از گرگانج به وداك مىپيوسته . اين اريق از وداك كوچكتر بوده . به فاصلهء يك « غلوة » ( رجوع شود به ماقبل ، ص 237 حاشيه 1 ) از گرگانج ، سدى چوبى بر رود تعبيه شده بوده كه جريان آن را به طرف مشرق منحرف مىساخته . پيشتر آب تا خود شهر مىرسيده . از اينجا پيداست كه در زمان سامانيان مسير ادرون - دريا بين كونيه [ كهنه اورگنج ] اورگنج و درياچهء سارىقاميش پر از آب نبوده و گفتهء مسعودى را « 4 » دربارهء « درياچهء جرجانيه » ( سارىقاميش ) بايد اشتباهى در تاريخ دانست [ و مربوط بدوران خيلى پيشتر بوده ] . شاخهاى از اين رود كه به سوى مشرق منشعب گشته بوده به طرف قريهء فراتگين يا براتگين مىرفته .
اين قريه در پنج روزه راه ازكاث « 5 » ، و مشرق رود و به فاصلهء بالنسبة زيادى از آن
هامش
( 1 ) - طبق ترجمهء دخويه ( 102 .Das alte Bett des Oxus » . S» ) : « كثافات را با پاهاى خود به مساجد مىآورند » .
( 2 ) - شرح اين ويرانهها را آ . كون تحت عنوان « شاهآبادولى » داده ( « تمدن و فرهنگ واحهء بخشهاى سفلاى آمودريا » ، ص 251 و بعد ) .
( 3 ) - . 71 .S، «Das alte Bett des OXus» ،De Goejeولى البته وداك نهرى بيش نبوده و نمىتوان آن را با مسير اصلى رود در قرن دهم ميلادى يكى دانست .
( 4 ) - تنييه ، 65 ؛ ترجمه ، 96 .
( 5 ) - به گفتهء استخرى چنين است ( 341 ) ؛ به گفتهء مقدسى فاصله خيلى بيشتر بوده ( به بعد رجوع شود ) .