محل عبور كرده بود ) قريهاى بزرگ و آباد و شكوفان بوده است . راه ديگرى كه از كسبه مىگذشته نيز مذكور افتاده . بارى ، مقدسى راه بخارا به كالف را از طريق بزده چنين شرح مىدهد ( نه روزه راه ) و منازل بين راه عبارت بودند از : 1 - جيلم ، 2 - ربض عتيق ، 3 - چاه سعيد ، 4 - بزده ، 5 - رباطخوران ، 6 - قريهء بخاريان ، 7 - قريهء خوارزميان ، 8 - بلخان .
محتملا قريهء بخاريان و قريهء خوارزميان همان گذرهاى بخاريان و خوارزميان بر آمودريا است كه مقدسى در جاى ديگر نيز ذكر كرده است « 1 » . همهء اين راهها مانند اين ايام از بيابان مىگذشته . محل بين نسف و آمودريا [ جيحون ] « 2 » نيز جنبهء بيابانى داشته .
از نسف جادههائى به كش « 3 » ( سهروزهراه ) و سوبخ ( يك روز راه ) امتداد داشته . پس از عبور از سوبخ ( غزار ) وارد منطقهء كوهستانى مىشدند .
از سوبخ تا قريهء ديدگى « 4 » يك روز راه و از آنجا تا كندك هم يك روز راه بوده و در اين محل جادهء سمرقند از طريق كش به جادهاى كه از نسف آغاز و امتداد يافته بوده ملحق مىشده . از سمرقند تا كش دوروزه راه بوده .
مقدسى « 5 » منزلگاه درزده را - كه ظاهرا در جنوب كوهها قرار داشته - بين اين دو شهر قرار مىدهد ، زيرا كه سمعانى و ياقوت « 6 » اين قريه را جزو
هامش
( 1 ) - مقدسى ، 292 .
( 2 ) - « متون » ، ص 82 ( بكران ، « جهان نامه » ) .
( 3 ) - استخرى ، 343 .
( 4 ) - در تأليف استخرى ( 337 ) « دادكى » و « ديدجى » نوشته شده .
( 5 ) - مقدسى ، 342 .
( 6 ) - سمعانى ، نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورق 165 ، چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « الدرزدهى » ؛ ياقوت ، « معجم » ،I I، 566 .