پرش به محتوای اصلی

الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحه 319

پدیدآورندگان:

ص۳۱۹
56 -
وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْها حَيْثُ يَشاءُ نُصِيبُ بِرَحْمَتِنا مَنْ نَشاءُ وَ لا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ
بدين سان يوسف را در آن سرزمين تمكّن داديم كه درآن هركجا خواهد ، مقام گيرد ، مرحمت خويش را به هركه خواهيم مىرسانيم و پاداش نيكو كاران را تباه نمىكنيم . 57 -
وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ
و پاداش آخرت براى كسانى كه ايمان آورده و پرهيز كارى كرده‌اند بهتر است . ببين تو را بزرگ تمامى مصر گردانيدم . ( 42 ) و فرعون انگشترين خود را از دست خود در آورد و به دست يوسف گذاشت و هم او را به كتان نازك ملبّس ساخت و طوق زرّين به گردنش انداخت . ( 43 ) و او را به عرّادهء دوّمين خود سوار كرد و در حضورش نداكردند زانو بزنيد و او را حاكم تمامى ملك مصر گردانيد . ( 44 ) هم فرعون به يوسف گفت كه من فرعونم و بدون [ اذنِ ] تو كسى در تمامى ملك مصر دست خود و پاى خود را نخواهد برداشت . ( 45 ) پس يوسف غلّهء بسيار بسيار مثل ريگ دريا بحدّى كه از حسابش باز ماند جمع نمود زيرا كه به حساب نمىآمد . ( 46 ) و هفت سال فراوانىاى كه در زمين مصر بود باتمام رسيد . ( 47 ) و هفت سال قحطى به آمدن شروع نمود چنآن‌كه يوسف گفته بود . و قحطى در تمام زمين‌ها بود امّا در تمامى زمين مصر نان بود . ( 48 ) نهايت اهل تمامى زمين مصر گرفتار قحطى شدند و قوم به فرعون براى نان فرياد نمودند و فرعون به تمامى مصريان گفت كه به [ نزد ] يوسف برويد و هرچه شما را فرمايد بجا آوريد .
الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحه 319 | كرمانى / مالك بن نبى