معجزه « 1 »
اگر در قرآنى كه ما بر بندهء خود نازل كردهايم شك داريد ، يك سوره مثل آن بياوريد . « 2 »
قرآن كريم در آيات زيادى ادعاى اعجاز دارد . اين ادعا در حقيقت دو بخش است .
1 - اينكه اصولًا معجزه و خرق عادت در عالم وجود دارد ؛
2 - اينكه قرآن از مصاديق معجزه است .
پُرواضح است كه اگر ادعاى دوم ( قرآن معجزه و خرق عادت است ) ثابت شد ، مدعاى اول هم - كه معجزه در عالم وجود دارد - طبعاً ثابت مىشود .
مطلب مهم بحث ما اين است كه اصلًا چطور ممكن است معجزه در خارج بهوقوع پيوندد ؟ در حالى كه معجزه بر خلاف قوانين جارى در طبيعت است .
قانون جارى و ثابت طبيعت اين است كه هر مُسَبَّبى استناد به سببى دارد و هر معلولى منوط به علتى است . اين يك قانون قطعى طبيعى است كه هيچگونه تخلف ندارد .
چطور ممكن است معجزه در خارج بهوقوع بپيوندد و در عين حال ، به كليت اين قانون لطمه وارد نياورد و در حكم « سببيت » استثنائى حاصل نشود و در قانون
هامش
( 1 ) . چاپ شده در مجله مجموعهء حكمت چاپ قم ، به مديريت فخرالدين برقعى و سردبيرى سيدهادى خسروشاهى ، خرداد 1339
( 2 ) .« وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ »بقره ، آيهء 23