برخوردارى از علم وافر ، بر كنارى از شطحيات وسرانجام تعاليم بىنظير أو ، باعث شد تا همهء صوفيان به أو بديدهء احترام نگرند وديدن أو را تربيتكننده بخوانند « 1 » ومصاحبت با أو را دليل بر تقدم شمارند « 2 » . اندك سخنانى كه بعضي از مشايخ در نقد أو ايراد مىكردند را نيز مىتوان در راستاى اختلاف نظرهاى طريقتى بررسى نمود « 3 » .
جنيد بسال 297 ه . ق رحلت كرد . يكى از شاگردان جنيد كه در پيشينه سلسلهء سهرورديه جاى دارد أبو على رود بارى است . رود بارى را از طبقهء رابعه ووزير زادگان دانسته ونسبتش را به أنوشروان رساندهاند « 4 » . گويند ، زماني كه جنيد با كسى سخن مىداشت ، أو به اشتباه خود را مخاطب پنداشت وبه آن سخن گوش فرا داد وچنان تغييرى در حالتش پديد آمد كه « هر چه در آن بود ترك كرد وبر طريقت قوم اقبال نمود » « 5 » .
أو در نهاوند زاده شد وبه بغداد رفت . از همين رو أبو نعيم أو را بغدادي دانسته است « 6 » . از مشايخ أو در بغداد جنيد ونوري وأبو حمزه ومسوحى وهمگنانشان را نام بردهاند وأبو عبد اللّه جلا را شيخ أو در شام دانستهاند « 7 » . فقه را از ابن سريج ، أدبيات را از ثعلب وحديث را از إبراهيم حربي فرا گرفت « 8 » . در ميان پيران خانقاهى ، أو را « عالمترين ايشان بعلم حقيقت » دانستهاند « 9 » وظريفترين مشايخش خواندهاند « 10 » .
مدرّس تبريزى حملهء « برهان دين » ( 322 ) را مادّه تاريخ رحلت أو مىداند . « 11 »
هامش
( 1 ) . « خلفهء بغداد رويم را گفت ، اى بىادب ! وى گفت : من بىادب باشم ونيم روز با جنيد صحبت داشتهام ؟ ! » .
بنگريد : نفحات الانس ص 80 .
( 2 ) . . . . وقتي على بندار با شيخ أبو عبد اللّه خفيف به تنگى پلى رسيدند ، شيخ أبو عبد اللّه خفيف وى را گفت : پيش رو اى أبو الحسن . گفت : بچه سبب پيش روم ؟ أبو عبد اللّه گفت : كه تو جنيد را ديدهاى ومن نديدهام . بنگريد :
طرائق الحقائق ج 2 ص 309 .
( 3 ) . « . . . ودر جنيد ريزككى تيزى در مىبايست كه وى علمي بود . » سخنى است از پير هرات . بنگريد : نفحات الانس ص 74 .
( 4 ) . بنگريد : نفحات الانس ص 200 .
( 5 ) . بنگريد : همان .
( 6 ) . بنگريد : حلية الأولياء ج 10 ص 356 .
( 7 ) . بنگريد : نفحات الانس ص 201 .
( 8 ) . بنگريد : ريحانة الأدب ج 7 ص 208 .
( 9 ) . بنگريد : تذكرة الأولياء ج 2 ص 285 .
( 10 ) . بنگريد : الرسالة القشيريه ص 99 .
( 11 ) . بنگريد : ريحانة الأدب ج 7 ص 209 . الرّسالة القشيريه ص 99 .