چرائى آفرينش قرار دادند وبا استناد به كريمهء
يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ
« 1 » دو سويگى آن را باز شناختند وپس از آن در مقام توضيحش بر آمدند ، هر چند محبّت بنده نسبت به پروردگار را حالتي قلبي مىدانستند كه تعبير از آن ممكن نمىنمود « 2 » . بارى ، تفاسيرى كه آنان از حبّ عرضه كردند چند گونه بود امّا در بيشترينهء آنها - حتّى در تفاسيرى كه بوسيلهء بعضي از خانقاهيان متأخّر بر رابعه عرضه شد - مىتوان نوعي دو انگارى ميان محبّ ومحبوب را ملاحظه كرد « 3 » ، امّا « تخلل » محبّ در ذات محبوب اوّلين بار از سوى رابعه مطرح شد كه در قالب ابياتى دلنشين بجاى مانده است :
قد تخلّلت مسلك الرّوح منّى * ولذا سمّى الخليل خليلا
أنت همّى وهمّتى وحديثي * ورقادى إذا أردت مقيلا « 4 »
همين تفسير جديد - كه بعضي از متشرّعان از آن بوى حلول واباحه استشمام كردند « 5 » - راهگشاى نامورانى چون حلّاج شد تا حقيقة محبّت را « قيامك مع محبوبك بخلع اوصافك » بدانند « 6 » . مناجاة رابعه كه « . . . خداوندا ! اگر ترا از بيم دوزخ مىپرستيم در دوزخم بسوز واگر به اميد بهشت مىپرستيم بر من حرام گردان واگر براي تو ترا مىپرستيم جمال باقي دريغ مدار » « 7 » وداستان سوزاندن بهشت وجهنم « 8 » وتوصيف كعبه بعنوان بتي كه خداوند نه در آن هست ونه نيست « 9 » در پرتو همين نظرگاه جديد براي أو پديد آمد .
پس از رابعه ، سلسله ناموران تصوّف بدست شقيق بن إبراهيم بلخى سپرده شد كه مبحث « أحوال » را براي نخستين بار در حوزه فرهنگى خراسان بزرگ باز نمود .
پس از اينان مىتوان از معروف كرخى بعنوان يكى از مؤثّرترين افراد در پيدايش
هامش
( 1 ) . سورهء مائده آية 54 .
( 2 ) . بنگريد : الرسالة القشيريه ص 447 .
( 3 ) . وقال أبو يزيد البسطامي : المحبّة استقلال الكثير من نفسك واستكثار قليل من حبيبك . وقال سهل : الحب معانقة الطاعة ومباينة المخالفة . بنگريد : همان ص 448 .
( 4 ) . بنگريد : شهيد عشق الهى ص 76 .
( 5 ) . بنگريد : همان ص 77 .
( 6 ) . بنگريد : الرسالة القشيريه ص 450 .
( 7 ) . بنگريد : تذكرة الأولياء ج 1 ص 73 .
( 8 ) . بنگريد : مناقب العارفين ص 555 .
( 9 ) . بنگريد : شهيد عشق الهى ص 48 .