تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
تغاير معنوي ميان ما بعد
« وَلكِنَّ اللَّهَ »
در قول حق - تعالى - وما قبل آن بنفي واثبات بر آن وجه حاصل مىآيد كه ما بعد « لو » مقدّر اثبات است ، ومقدّر الإثبات بالتزام دلالت دارد بر عديم الحصول ، چه تقدير اثبات منافى تحقيق حصول بود مفهوما ، پس تقدير / 2 -
DB
/ ارائه دال بود بر عدم وقوع آن ، كه سبب تسليم است . ودر سخن فصحا سبب وملزوم حذف كردن ومسبّب ولازم بجاى آن أقامت كردن بغايت پسنديده است ، خاصّه چون قرينه‌اى بر خصوصيّت آن دلالت كند ، ونظاير آن در قرآن بسيار است ؛ مثل :
فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ
« 1 » - أي : فامنوا تتّقوا - از بهر آنك اتّقاء نار لازم ايمانست ، وهمچنين در اين صورت « ما أريكهم » - كه سبب تسليم است - حذف كرده است ومسبّب آن بجاى أو أقامت كرده ، يعنى : ولكنّ اللّه ما أريكهم كثيرا / 3 -
DA
/ ليسلّمكم من الفشل والتنازع ، وحينئذ تغاير بتقابل نقيضين بود وزيادت از تقابل ضدين ، چه ارائه با عدم ارائه متناقضانند . وامّا مناسبت هر دو مثال با يكديگر به مماثلت است ، چه « أقام » لازم « سافر » بود ومسافرت وعدم مسافرت متناقضانند ؛ وامّا آنك معنى « سلّم » « ما أريكهم » مىگردد از بيان مغايرت مذكور معلوم شود ، چه از آن رو كه « لو » اينجا لامتناع الفشل لامتناع الارائه آمده است ، هر چند ما بعد آن مثبت است ، دلالت بر عدم ارائه - كه مستلزم / 3 -
DB
/ تسليم است - دارد نه آنكه ما بعد لو خود منفى است وإلّا « لو جاءني القوم إلّا زيدا » لكاف كه ازو رفع زيد لازم آمدى وباتّفاق هيچ يك جائز نيست . بل ، از آن رو كه ما بعد « لو »
هامش
( 1 ) . قسمتى است از كريمهء 24 البقرة .