اميد اينكه حكم واقعى همان است .
نكته : اين حكم ، حكم ظاهرى مادامى مىباشد . يعنى : تا زمانى باقى است كه كشف خلاف نشود .
* در اين حكم ظاهرى مادامى چند صورت متصوّر است ؟
سه صورت :
1 - اينكه مكلّف از اماره متابعت كند و لكن هرگز كشف خلاف نشود چه در وقت و چه در خارج از وقت ، مصلحت اين متابعت از اماره يا به اندازهء واقع و يا بيشتر از آن خواهد بود كه فرداى قيامت از آن بهرهمند خواهد شد .
2 - اينكه مكلّف از اماره پيروى نمايد لكن بعد از عمل و قبل از خروج از وقت كشف خلاف شود .
در اينجا دو نظر موجود است :
معتزلى قائل است كه ، همان متابعت و عمل به اماره مجزى بوده و اعاده لازم نيست . شيخ مىگويد : اين متابعت و عمل به اماره مجزى نمىباشد و اعادهء عمل واجب است . چرا كه ، مدلول اماره يك حكم ظاهرى بوده آنهم به اين معنا كه : ما مرخّص بوده و بر ترك واقع عقاب نمىشويم و اين حكم تا زمانى ارزش دارد كه ما به واقع دست نيابيم و از اين حكم ظاهرى فعلى مادامى كشف خلاف نشود . و دليل اين امر آن است كه :
مدلول اماره موضوعيتى ندارد ، بلكه ما به اميد آنكه واقع همان باشد آن را انجام مىدهيم . و لذا وقتى كشف خلاف شد ، مكلّف مىفهمد كه به واقع نرسيده و مصلحت واقع نصيب او نشده است ، پس اعاده واجب است .
بله فايدهء سلوك برطبق اماره جبران مصلحت فضيلت اوّل وقت است و بيش از اين فايدهاى ندارد . چرا كه مصلت سلوك به اندازهء سلوك است نه بيشتر .
3 - اينكه مكلّف از اماره پيروى كند و بعد از عمل تا وقت باقى است كشف خلاف نشود لكن بعد از وقت كشف خلاف شود .
فى المثل :
بعد از غروب آفتاب معلوم شود كه ظهر واجب بوده است و نه جمعه .
در اين فرض ، چونكه شارع ما را امر به متابعت اماره نموده با اينكه قادر بر تحصيل علم بوديم پس بايد مصلحت وقت را به ما بدهد .
يعنى : انجام عمل در اين ظرف زمانى هر مقدار مصلحت داشته باشد به ما اعطا شود و جاى مفسدهء واقعى ترك ظهر را جبران نمايد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 67
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٦٧