تشريح المسائل
* مراد از موضوع و حكم در عبارت ( انقلب موضوع الحكم واقعا ) چيست ؟
مراد از ( موضوع ) در مثال مذبور جاهل و از ( حكم ) وجوب جمعه است .
* مراد از عبارت ( اذا قلنا بكفاية السفر . . . . ) چيست ؟
اين است كه : اگر مجوّز قصر نماز را سفر در اوّل وقت بدانيم ما نحن فيه نيز از قبيل همين مسئله مىشود و الّا با مسئله مطرح شده در اينجا ارتباطى ندارد .
* بيان وجه سوّم با كدام عبارت شروع مىشود ؟
با عبارت « و معنى وجوب العمل الخ . . . . » شروع مىشود .
* مراد از عبارت ( كما يوهمه عبارتى العدة و النهاية ) چيست ؟
اين است كه : از ظاهر آن دو عبارت استفاده مىشود كه ، قيام اماره در نفس عمل ايجاد مصلحت مىكند لكن غير از اين مطلب احتمال ديگرى در اين دو عبارت وجود دارد و آن عبارت است از اينكه بگوييم : شايد مراد ايشان اين باشد كه فرمان شارع به تعبد و عمل به اماره به خاطر اين است كه ظنّ حاصل از آن صفت نيكوئى است كه در مكلّف حاصل مىشود .
چرا كه به عقيده عدليّه امر و نهى شرعى تابع حسن و قبح عقلى مىباشند اعم از اينكه حسن و قبح ذاتى مأمور به باشد يا وصفى كه در مكلّف تحقق يافته .
* مراد از عبارت ( و ان حرمت فى وقت الفريضة . . . . ) چيست ؟
با توجه به اينكه ضمير مستتر در ( حرمت ) به نافله راجع است ، مراد از حرمت نافله در وقت فريضه ، حرمت آن قبل از خواندن فريضه است . زيرا بعد از اداء فريضه خواندن نافله به اتفاق علما بلا اشكال مىباشد .
* علّت عبارت ( جاز له فعل النافلة ) چيست ؟
عبارت « لعدم وجوب الظهر عليه فعلا » است .
* مراد از دو عبارت ( فان كان فى اوّل الوقت . . . . و . . . . ان كان فى آخر وقتها . . . ) چيست ؟
اولا : ضمير مستتر در هر دو فعل به قيام اماره راجع است .
ثانيا : ضمير ( ها ) در ( وقتها ) به جمعه راجع است .
ثالثا : جمله دوم همچون جمله اوّل شرطيه است به معطوف به آن .
* حاصل فرق و تفاوت ميان وجه دوّم و سوّم چيست ؟
اين است كه : بر اساس وجه دوّم ، نفس عمل داراى مصلحت است در نتيجه : حكم واقعى بعد از
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 64
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٦٤