و أبين من الامس است ، ليكن اگر جاحدى عنيد و مشككى مريد درين خصوص قيل و قال نمايد ، به حمد اللَّه المتعال براى إفحام و اذلال او نصوص علماى أعلام سنّيه كه در وجوه سابقه و لاحقه مكرّر مذكور شده كافى و وافيست .
وجه 38 - دلالت حديث ثقلين بر اينكه حكم تمسك باهلبيت در حكم تمسك به قرآن است
وجه سى و هشتم آنكه : جناب رسالت مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم درين حديث شريف حكم تمسّك و اعتصام بأهلبيت عليهم السّلام را بأمر حكم تمسّك و اعتصام بكتاب ملك علّام در يك سلك منسلك فرموده ، و به اين عنوان بلاغت اقتران أبواب هدايت حتميّه جزميّه و نجات قطعيّه بتّية بر وجوه رعاياى خود گشوده ، و بر هر ناظر بصير واضح و مستنير است كه اين معنى بلا شبهه مخبر از أفضليّت اين حضرات مىباشد ، زيرا كه اگر بفرض محال كسى ديگر أفضل از ايشان موجود مىبود لابدّ آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه مصداق «
لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ
» و مشرّف بقول خداوند عالم
« وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى »
مىباشد تمسّك و اعتصام همان شخص را بلا ادهان و إيهان در اين حديث شريف قرين تمسّك و اعتصام با كتاب ربّ منعام مىنمود .
و بر ترك آن و ذكر تمسّك اهل بيت خود سلام اللَّه عليهم أجمعين در مثل اين محلّ و مقام هرگز اقدام نمىفرمود . زيرا كه ارتكاب اين أمر بلا ارتياب ، ترجيح مرجوح و تفضيل مفضول و إجحاف صريح و إضرار قبيح است ، و حاشا جنابه عن ذلك .
و هر گاه أفضليّت اين حضرات ازين بيان ساطع البرهان واضح و نمايان گرديد امامت اين نفوس قدسيّه هم بحدّ تحقّق و قطعيّت رسيد .
وجه 39 - دلالت جملة « لن يتفرقا . . . » بر اينكه اهلبيت از روى شرف و فضل قرين قرآن شدهاند و دلالت آن بر افضليت
وجه سى و نهم آنكه : در اين حديث در حقّ قرآن و اهل بيت عليهم السّلام جملهء :
لن يتفرّقا حتى يردا علىّ الحوض ،
وارد شده ، و اين جمله بنا بر تصريح بعض أعاظم اهل سنّت دلالت دارد بر آنكه قرآن و اهل بيت عليهم السّلام از روى شرف و فضل جدا نخواهند شد .
چنانچه ملك العلماء دولتآبادي در « هداية السعداء » در شرح حديث ثقلين گفته : [
قوله : لن يتفرّقا ،
در محلّ « لن ترانى » . لن براى تاكيدست ، و لن اينجا