تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
از بتهاى فرعون بوده است ، كرمانى در عجايب خود اين را ذكر كرده . و بعل : بت قوم الياس بوده . و آزر : بنا بر اينكه اسم بت باشد . بخارى از ابن عباس آورده كه گفت : ودّ و سواع و يغوث و يعوق و نسر ، نامهاى مردان نيكوكارى از قوم نوح بوده كه چون از دنيا رفتند شيطان به قومشان وحى كرد تا در جايگاههايى كه مىنشسته‌اند نشانه‌هايى نصب نموده و به نامهاى ايشان بنامند ، پس آن قوم اين كار را كردند ولى عبادتشان نمىكردند ، تا اينكه آن نسل منقرض شده و نسل ديگرى به جايشان آمد ، آن نشانه‌ها پرستيده شد . و ابن أبى حاتم از عروه آورده كه : آنها فرزندان بدون واسطهء آدم بودند . و بخارى از ابن عباس آورده كه گفت : كان اللّاتّ رجلا يلتّ سويق الحاجّ - لات مردى بود كه براى حاجيان آرد را خمير كرده ، و آن را با آب و روغن مخلوط مىساخت ، ابن جنى از او حكايت كرده كه :
( اللَّاتَ )
« 1 » به تشديد تاء مىخوانده و چنين تفسير مىكرده است ، و نيز ابن أبى حاتم از مجاهد روايت كرده است .

[ نامهاى بلاد و أماكن ]

و از نامهاى بلاد و بقاع و اماكن و كوهها در قرآن : بكّه اسمى براى مكّه است كه گويند : باء بدل ميم قرار گرفته است ، و ريشهء آن از تمكّكت العظم يعنى : مغز استخوان را مكيدم ، و تمكّك الفصيل ما في ضرع - الناقة ، يعنى : بچه شتر آنچه در پستان مادرش بود مكيد ، گرفته شده ، گويى آنچه از غذاها در بلاد هست به سوى خود جذب مىكند . و بقولى : چون گناهان را مىمكد ، يعنى : از بين مىبرد ، و بقولى : به خاطر كمى آب آن است ، و بقولى : چون اين شهر در دل درّه است ، آبهاى باران از كوههاى اطراف به سوى آن سرازير مىشود ، و سيلها به طرف آن راه مىافتد . و قول ديگر آن است كه : باء در اصل بوده و مأخذ آن از بكّ به معنى شكستن است ، زيرا كه گردنهاى جباران را مىشكند كه به آن سر فرودآورده و خضوع مىكنند ، و بقولى : از تباكّ يعنى : ازدحام گرفته شد ،
هامش
( 1 ) نجّم ، 19