و ابتدا ، و مربوط مىسازد ما بعد را بما قبل [ 1 ] ] - انتهى .
از اين عبارت ظاهر است كه حرف ( فاء ) باعتبار عربيت دليل صريح مىباشد بر لصوق ما بعد بما قبل ، و حمل ما بعد بر همان معنى كه مراد است از ما قبل ، لازم است ، و قطع ما بعد از ما قبل و حمل آن بر ابتدا جائز نيست .
فللَّه الحمد و المنة كه به اين افادهء شاهصاحب ثابت شد كه حمل
« فمن كنت مولاه ، فعلي مولاه »
بر معناى سابق كه اين كلام بر آن متفرع است أعنى :
« أ لست أولى بالمؤمنين من أنفسهم ؟ »
واجب و لازم است ، و قطع
« فمن كنت مولاه ، فعلي مولاه »
از ما قبل ، و حمل آن بر ابتدا باطل صريح است باعتبار عربيت كه حرف ( فاء ) منع مىكند از قطع و ابتدا ، و مربوط مىسازد ما بعد را بما قبل ، پس قطع و فصل « فمن كنت مولاه فعلي مولاه » از ما قبل و حمل آن بر عدم وصل صراحة باطل و عين هزل است .
و كمال حيرت است كه شاهصاحب افادهء خود را كه بسبب آن زعم ابطال ثبوت جواز متعه از آيهء كريمه رغما و شقاقا لاكابر الصحابة نمودهاند ، در حديث غدير نسيا منسيا فرمودند ، و اصلا لحاظ به آن نكردند ، و ندريافتند كه اين قاعدهء ممهدهشان تأويلات ركيكه و توجيهات سخيفهء حضرات سنيه ، كه مدار همهء آن بر قطع
« فمن كنت مولاه فعلي مولاه »
از ما سبق و حمل آن بر ابتدا است ، بأبلغ وجوه مستأصل مىسازد ، و مقصود اهل حقّ را بمنصهء كمال ثبوت و ظهور مىرساند . و للّه الحمد على ذلك حمدا جزيلا جميلا .
هامش
[ 1 ] تحفه اثنا عشرية : 409 .