( و اين وعدهى حتمى خواهد بود ) قيام حضرت قائم عليه السّلام است .
( سپس بار ديگر شما را بر آنان سلطه دهيم و به وسيلهى اموال و فرزندان مدد رسانيم و شمار ( افراد ) تان را بيشتر سازيم ) خروج امام حسين عليه السّلام در رجعت با هفتاد مرد از اصحابش - كه با او كشته شدند - درحالىكه كلاهخودهاى زرّينى بر سر دارند كه دو روست و به مردم ابلاغ خواهد شد كه حسين با اصحاب خود ( از بستر شهادت ) بيرون آمد تا آنجا كه مؤمنان دربارهاش هيچ شكّ نكنند و ( بدانند ) كه او دجّال و شيطان نيست و امام آن زمان در ميان مردم است . پس چون در دل مؤمن اعتقاد به اينكه او حسين عليه السّلام است استقرار يافت دربارهى او شك نكنند و به حدّى اين عقيده رسوخ مىيابد كه حسين را حجّت قائم به امر امامت دانند و مؤمنان آن حضرت را چنين تصديق كنند . در اين هنگام ، مرگ حضرت حجّت عليه السّلام فرا رسد . پس امام حسين عليه السّلام عهدهدار غسل و كفن و حنوط او مىشود و او را در آرامگاهش به خاك مىسپارد كه غسل و كفن وصى را جز وصى عهدهدار نشود .
ابراهيم ( يكى از راويان ) [ در حديثش ] افزوده است : « سپس امام حسين عليه السّلام زمام امورشان را به دست مىگيرد ( و آنقدر مىزيد ) تا آنجا كه ابروهايش بر روى چشمهايش مىافتد . » « 1 »
هامش
( 1 ) . ممكن است اين شبهه براى بعضى پيش آيد كه آيات مورد بحث ، دربارهى بنى اسرائيل است و به وقايع كربلا يا حوادث ديگر اين امّت مربوط نيست ؛ ولى بايد دانست :
الف - چنانكه در مقدّمه گفتيم ، آيات قرآن ، ظاهرى دارند و باطنى . شايد اين معنى - كه در احاديث فوق آمده است - مربوط به باطن آيات باشد ؛ شايد هم يكى از « بطنها » .
ب - ممكن است « بنى اسرائيل » در اين آيه كنايه از همين امّت باشد ؛ از جهت شباهتهايى كه دو امّت باهم دارند .
ج - شايد مقصود اين باشد : همانطور كه در بنى اسرائيل آن حوادث روى داد ، در اين امّت نيز نظاير آن پديدار شد ؛ چنانكه در احاديث بسيارى اين نكته آمده است كه همهى آنچه در امم پيشين واقع شده است در اين امّت نيز - طابق النّعل بالنّعل - واقع خواهد شد . ( مترجم )