حديثام داد ، گفت : مظفّر بن جعفر بن مظفّر علوى حديثمان داد ، گفت : جعفر بن محمّد بن مسعود از پدرش از علىّ بن الحسن بن فضّال برايمان حديث آورد ، گفت :
حديثام داد عبّاس بن عامر ، از وهب بن جميع همپيمان اسحاق بن عمّار كه گفت : از حضرت صادق عليه السّلام دربارهى گفتهى ابليس پرسيدم كه : ( پروردگارا ، پس مرا تا روزى كه خلايق برانگيخته شوند مهلت ده . خداوند فرمود : البتّه تو از مهلتدادهشدگاناى تا به روز و هنگام معيّن و معلوم ) آنچه روزى خواهد بود ؟ فرمود :
« اى وهب ، گمان مىكنى آن روزى است كه خداوند مردمان را برمىانگيزد ؟ ! [ خير ] خداوند او را تا روزى مهلت داد كه خداى - عزّ و جلّ - قيامكنندهى ما را برانگيزد . ( موى ) پيشانى او را مىگيرد و وى را گردن مىزند . آن ( روز ) روز وقت معلوم است . »
[ 103 ] و رواه العيّاشيّ ، بإسناده : عن وهب بن جميع مولى إسحاق بن عمّار قال : سألت أبا عبد اللّه عليه السّلام عن [ قول ] إبليس . . . و ذكر الحديث . « 1 »
اين روايت را عيّاشى نيز روايت كرده است ، به سند خود : از وهب بن جميع همپيمان اسحاق بن عمّار كه گفت : از حضرت ابو عبد اللّه امام صادق عليه السّلام راجع به [ گفتهى ] ابليس پرسيدم . . . و حديث را تا آخر ياد كرده است .
در اينباره روايتى ديگر هم هست كه : او را رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم خواهد كشت . اين روايات در كتاب البرهان در تفسير آيهى فوق ذكر شده است . « 2 »
هامش
( 1 ) . تفسير العيّاشي 2 : 242 [ حجر ، ح 14 ] ، با اندكى تفاوت در آخر حديث كه در آن تصريح شده است : ابليس را در حالىكه بر زانوهايش راه مىرود به مسجد كوفه مىآورند و گردن مىزنند ( مترجم ) .
( 2 ) . ناگفته نماند كه بين روايات فوق و روايت ديگرى كه مؤلّف اشاره كرده است - مبنى بر اينكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم ابليس را خواهد كشت - منافاتى نيست ؛ چون در روايات ياد شده نام قاتل ابليس نيامده و گفته نشده است كه چهكسى آن لعين را گردن خواهد زد و اين در رجعت خواهد بود . ( مترجم )