مرا انكار مكن و به غير من اميد مدار و از غير من بيمناك مباش كه هركس به جز من اميد بندد و از غير من بيمناك شود ، او را عذابى كنم كه هيچكس از عالميان را چنان عذاب نكرده باشم .
اى محمّد ، من تو را بر پيغمبران برگزيدم و جانشينت [ على ] را بر جانشينان برترى دادم . حسن را گنجينهى علمم قرار دادم ؛ پس از پايان يافتن مدّت پدرش و حسين را بهترين فرزندان اوّلين و آخرين . در او نسل امامت پاىدار است و علىّ بن الحسين زينت عبادتكنندگان است و آن شكافندهى دانش كه به راه من بر شيوهى حق دعوت مىكند و جعفر ، آن صادق راستگوى در گفتار و كردار . فتنهى ( كور و ) گنگى پس از وى خواهد بود ؛ واى بر كسى كه عترت پيغمبرم و بهترين خلقم را تكذيب كند ! آنگاه موسى فرو نشانندهى خشم و غيظ و علىّ رضا . او را كافرى مىكشد و در آن شهرى كه بندهى صالح « 1 » بنا كرده در كنار بدترين خلق خدا مدفون خواهد شد و محمّد هادى شبيه نياى خجستهاش و على هادى به راه من و دفاعكننده از حريم من و قيامكننده در رعيّت من و حسن تابندهرو . از صلب او ، آن داراى دو اسم بازماندهى محمّد بيرون مىآيد . او در آخر الزّمان خروج مىكند ؛ درحالىكه ابر سپيدى بر سرش سايه مىافكند و منادى - به زبان فصيحى كه جنّ و انس و هركه ما بين مشرق و مغرب است آن را بشنوند - بانگ خواهد زد : اين است مهدى از آل محمّد ! پس زمين را از عدل مىآكند ؛ همچنانكه از جور و ستم پر شده باشد . » « 2 »
هامش
( 1 ) . ذو القرنين . ( مترجم )
( 2 ) . روايات در مورد تعداد ائمّهى معصومين عليهم السّلام - كه دوازده تناند ، نه بيشتر و نه كمتر - بسيار زياد است و در آثار شيعى و سنّى آمده است و بعضى از علما كتابهاى جداگانهاى در اينباره نگاشتهاند ؛ مانند : « كفاية الأثر في النّصّ على الأئمّة الاثني عشر » . نيز كتابهاى زيادى در شرححال و فضايل دوازده امام بر حق عليهم السّلام تأليف گرديده است ؛ از جمله : الفصول المهمّة از ابن صبّاغ مالكى و ينابيع المودّة . كتابهاى ديگرى نيز از علماى سنّى بر جاى مانده است . ( مترجم )