اللَّهُ
« 1 » فلمّا بلغت مدّته قام قائم ولد العبّاس عند
المص
و يقوم قائمنا عند انقضائها بالرّاء ، فافهم ذلك وعه و اكتمه . » « 2 »
عيّاشى به سند خود از خثيمة از ابو لبيد مخزومى آورده است كه گفت : حضرت ابو جعفر امام باقر عليه السّلام فرمودند :
« اى ابو لبيد ، همانا از فرزندان عبّاس دوازده تن زمامدار مىشوند كه پس از هشتمين آنها ، چهار تن كشته خواهند شد . يكى از ايشان را گروهى كه عمرشان كوتاه و مدّت زمامدارىشان اندك و شيوهشان پليد است سر مىبرند ؛ از جملهى آنها : آن فاسقكى است كه ملقّب به هادى است و ناطق و غاوى .
اى ابو لبيد ، همانا در حروف مقطّعه [ ى قرآن ] علم بسيارى هست . همانا خداى - تبارك و تعالى -
الم * ذلِكَ الْكِتابُ
را نازل فرمود . پس حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلم بهپا خاست تا اينكه نورش آشكار و سخنش در دلها نشست . روز ولادت آن حضرت صد و سه سال از هزارهى هفتم « 3 » گذشته بود . »
سپس فرمود : « و نشانهى اين در كتاب خداوند در حروف مقطّعه است ؛ هرگاه آنها را بدون تكرار شماره كنى ، هيچيك از حروف مقطّعه نيست مگر اينكه چون مدّتش بگذرد ، يكى از فرزندان هاشم پس از گذشت آن بهپا خواهد خاست . »
سپس فرمود : « الف ، يك است و لام ، سى و ميم ، چهل و صاد ، نود . مجموع 161 مىشود . آنگاه آغاز خروج حسين بن على عليه السّلام :
الم * اللَّهُ
بود و چون مدّتش به آخر
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) : 2 .
( 2 ) . تفسير العيّاشي 2 : 3 [ اعراف ، ح 3 ] . اين حديث مورد بحث و بررسى و توجيه و بيان علما و محقّقان قرار گرفته است كه ذكر آنها مايهى ملال است و آن را از معضلات اخبار و اسرار پنهان شمردهاند . به كتاب بحار الأنوار علّامهى مجلسى و پاورقى تفسير العيّاشي و جلد دوم مكيال المكارم مراجعه شود . بايد دانست در احاديث بسيارى وقتگذارى براى ظهور به شدّت نهى شده است و نمىتوان به امثال روايت فوق - كه از لحاظ سند هم ضعيف است - اعتماد كرد . ( مترجم )
( 3 ) . [ ظاهرا مراد از زمان پيدايى حضرت ابو البشر آدم عليه السّلام بر روى زمين است . ]