كثيره كتب عديده تصنيف كرده باشند ، باز كدام عاقل متفوه به اين هفوه باطله خواهد شد .
و للّه الحمد كه شيعه متفرد در دعواى تواتر آن نيستند ، بلكه اكابر حفّاظ أهل سنت هم تصريح به تواتر آن مىنمايند .
و از جمله ايشان علامه ذهبى [ 1 ] است كه به تصحيح او خود ابن حجر در همين مقام احتجاج و استدلال نموده ، حيث قال : « فقد ورد ذلك من طرق صحح الذهبي كثيرا منها » [ 2 ] .
پس حيرت است كه هر گاه به تصحيح ذهبى تمسك مىكند ، به تصريح او به تواتر حديث شريف چرا گوش نمىدهد ، و خود را مصداق
« فِي آذانِهِمْ وَقْرٌ »
[ 3 ] مىگرداند ! .
و از همه لطيفتر آنست كه خود ابن حجر ، در مبحث فضايل ابي بكر ، به جهت ادعاى روايت هشت كس از صحابه امامت أبى بكر را در صلاة ، دعوى تواتر آن نموده ، و حال آنكه نزد اهل حق ، هرگز اين روايت ثابت نيست ، و حديث غدير را كه زياده از يكصد صحابه روايت كردهاند ، لا اقل آنكه به اعتراف خود ابن حجر شانزده ، بلكه سى صحابى روايت نمودهاند ، غير متواتر مىگويد ، هل هذا الا تناقض قبيح ، و تحكّم لم يعتضد بشيء من اسباب الترجيح ؟ !
هامش
[ 1 ] الذهبى : شمس الدين محمد بن احمد بن عثمان الدمشقى الشافعى الحافظ المورخ المتوفى 748 .
[ 2 ] الصواعق المحرقة ص 25 .
[ 3 ] سوره فصلت : 44 .