تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
و مراد آن ناصبى معاند و مبغض حاقد از فلان العياذ باللّه جناب أمير المؤمنين على بن أبي طالب عليه السلام است . و ذهبى بعد نقل اين مقاله شنيعه نهايت فظاعت آن ظاهر كرده ، كه آن را حتما باطل و افك مبين ناميده . و نيز ارشاد كرده كه ابن أبى داود اگر حكايت كرده باشد اين را ، پس او خفيف الرأس است ، يعنى كم عقل و سبك مغز و بىتمييز و فاقد التثبت بوده . و نيز ذهبى تصريح كرده به آنكه بدرستى كه باقى مانده بود در ميان ابن أبى داود و در ميان ضرب عنق يك شبر ، يعنى فاصله يك شبر در گردن زدن او باقى بود ، بسبب آنكه تفوّه كرده بود ابن أبى داود به مثل اين بهتان . و نيز از آن ظاهر است كه بعض علويه مخاصمت ابن أبى داود در اين باب كرده بود ، يعنى بحمايت و نصرت باب مدينهء علم و اب الائمة الكرام برخواسته ، و نسبت اين مقالهء شنيعه بابن أبى داود كرده ، انتقام از آن رئيس النواصب اللئام خواسته ، و محمد بن يحيى ابن منده حافظ ، و محمد ابن العباس الاخرم ، و احمد بن على بن الجارود اقامت شهادت بر تفوّه ابن أبى داود به اين مقاله نمودند ، و اشتداد خطب رو داد . و هر چند تصريح علامه ذهبى بجلالت اين شهود شاهد متين است ، لكن بايد دانست كه محمد بن يحيى بن منده جد حافظ كبير محمد بن اسحاق بن منده است ، و محدث جليل الشأن ابو الشيخ عمدة الأعيان تصريح كرده : به آنكه او استاد شيوخ و امامشان بوده ، و از افادات ديگر ائمه ظاهر است كه او از ثقات معظّمين و حفاظ متقنين است . علامه ذهبى در « عبر » در سنة احدى و ثلاثمائة گفته :