گفته ، و جواهر زواهر گفتار بمثقب بيان سفته ، و معاويه با آن همه مجانست و موافقت ، ضبط نفس نتوانسته ، بسماع آن شعر
و مليحة شهدت لها ضراتها * و الفضل ما شهدت به الاعداء
خوانده ، كه از آن ظاهر است كه فضل آن حضرت چندان بمرتبه ظهور و وضوح رسيده ، كه عمرو عاص با وصف عداوت جناب أمير المؤمنين عليه السلام ، شهادت بفضل آن حضرت داده ، و فضل كامل همين است كه اعداء به آن شهادت مىدهند .
جمال الدين محدث در « تحفة الاحباء » گفته :
در بعضى كتب از تواريخ هست كه چون خبر شهادت يافتن أمير المؤمنين عليه السلام بشام رسيد ، معاويه گفت : الان انقطع العداوة .
و در مجلسى كه خواصّ و اشراف شام حاضر بودند ، و يك بدرهء زر پيش خود داشت ، گفت : هر كه برخى از صفات و فضائل ، و چندى از خواص و مزاياى علي بن أبي طالب در اين محفل بيان كند ، مر اوراست اين بدرهء زر ، عمرو عاص خود را از مكابره و معانده گذرانيده ، بمقتضاى « ان الكذوب قد يصدق » اين ابيات را بديهة بر منصه عرض جلوه داد « و طمعا في البدرة الموعودة المشار إليها » زبان به حق و صدق و راستى گشاد ) :
بآل محمد عرف الصواب * و في أبياتهم نزل الكتاب
هم حجج الاله على البرايا * بهم و بجدهم لا يستراب
و لا سيما أبا حسن عليا * له في الحرب مرتبة تهاب
إذا نادت صوارمه نفوسا * فليس لها سواهنّ جواب
طعام المشرفيّ مهج الاعادى * و فيض دم الرقاب لها شراب