خود را بر وادى تجاهل و اغفال و ايضاع در مهامه [ 1 ] مكابره و مجادله صريح الاختلال زده ، در رد افادهء جناب سيد مرتضى طاب ثراه كوشيده و مخفى نماند كه هر چند اين خبر حسب ظاهر مخالف خبر اول است كه از اين خبر ظاهر مىشود كه خود ذو الرمة فعولين را بنصب انشاد كرده ، و از خبر اول واضح است كه آن را برفع خوانده ، لكن جمع در هر دو ممكن است ، به اين طريق كه محتمل است كه ذو الرمة اولا بلا تدبر و بلا تأمل فعولين را منصوب قرار داده باشد ، و همانطور روبروى عمرو بن عبيد خوانده ، و هر گاه عمرو بن عبيد تنبيه بر شناعت آن كرده عدول از نصب كه مخالف عدل است نموده آن را مرفوع گردانيده ، و روبروى اسحاق بن سويد برفع خوانده ، و هر گاه اسحاق بن سويد آن را منصوب گمان كرد رد و ابطال آن نمود و شناعت آن ظاهر ساخت .
الحاصل مقام نهايت عجب است كه شاهصاحب با وصف پى سپرشدن وادى پر خار ترهات دور از كار و اختيار عار هفوات ركيكه ، كه هر يك از آن
« كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ »
[ 2 ] است و بكمال وضوح از آن ظاهر كه جنابشان از علم عربيت و فهم شعر ذو الرمة بمراحل قاصيه دور تر افتادهاند ، مصداق
« أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ »
[ 3 ] گرديده مىفرمايند :
كه حالا بايد ديد كه شريف مرتضى در كدام وادى افتاده است [ 4 ] .
هامش
[ 1 ] المهامة بفتح الميم الاول و كسر الميم الثانى : جمع المهمة أي المفازة البعيدة .
[ 2 ] ابراهيم 26 .
[ 3 ] الشعراء 225 .
[ 4 ] تحفه اثنا عشريه ص 238 .