و هذه عبارة أبى المؤيد في أواخر ( جامع المسانيد ) :
أحمد بن محمد بن سعيد بن عبد الرحمن بن ابراهيم ابن زياد بن عبد اللَّه بن العجلان أبو العباس الكوفى الهمدانى المعروف بابن عقدة .
كان ثقة ، فقيها ، عالما بالنحو ، و اللغة ، و القراءة ، متقنا فى الحديث حافظا لرواته ، و مدار هذه الاسانيد عليه انتهى [ 1 ] .
از اين عبارت ظاهر است كه ابن عقده ثقه و فقيه ، و عالم بنحو و قرائت ، و متقن در حديث و حافظ روات آن بوده ، و مدار اسانيد امام اعظم بر او است .
پس اكنون حضرات اهل سنّت را اختيار داديم كه خواه اندك تأمّل به كار برده ، وير هفوات خود ندامت ورزند ، و خواه بغرض ردّ بعض استدلالات اهل حق بروايات ابن عقده ، كه تحققش خيلى مشكل ، زيرا مدار استدلال ايشان بر محض روايات ابن عقده نيست ، بلكه آنچه ابن عقده روايت كرده ، و اهل حق به آن استدلال نمودهاند ، مثل آن را حذو النعل بالنعل ديگر ثقات ائمه ، و اساطين مذهب ايشان هم روايت مىنمايند ، تضعيف و توهين ابن عقده نمايند ، و دست از اعتماد و اعتبار او بردارند .
ليكن ملتمس آن است كه فكرى براى اصلاح حال پر اختلال عمدهء مدايح و مناقب امام اعظم فرمايند ، چه هر گاه بتصريح خوارزمى مدار اين اسانيد بر
هامش
[ 1 ] جامع المسانيد ج 2 ص 398 ط حيدرآباد دكن 1332