ذو الفقار خان بجاى وى سرپرستى طايفه را بر عهده گرفت . در سال 1885 م . جمشيدىها به ناحيهء پس كمر كوچ داده شدند و در اين منطقه باز هم تعداد آنها رو به كاهش نهاد تا كلا به 80 خانوار رسيدند . سرانجام ذو الفقار خان از در دوستى با روسها درآمد و سعى كرد تا با آنها به توافقهايى دست يابد . دولت ايران نيز ناچار شد تا به سال 1889 م . او و طايفهاش را از پس كمر به قرهبوغه بازگرداند . چندى بعد ذو الفقار خان به خاك روسيه گريخت و در حالى كه جوانترين برادرش محمد عظيم خان سرپرستى طايفه را عهدهدار مىشد .
جمشيدىها به ناحيهء جلالآباد و جزآباد « 1 » واقع در ده فرسخى شمال شرقى مشهد كوچ داده شدند . مدتى بعد ذو الفقار خان مجددا به ايران بازگشت و همراه با طايفهء خود در شوريجه و پس كمر در كنار كشفرود مستقر گرديد . در حال حاضر ذو الفقار خان و برادرانش از دولت ايران مبلغى به عنوان مستمرى دريافت مىكنند و قبيلهء آنها داراى پنجاه سوار است كه به عنوان سهميه در نيروهاى نظامى ايران به كار گرفته مىشوند .
جمشيدىهاى مقيم هرات هنوز هم آرزوى زندگى كردن در ايران را دارند و به همين علت نيز در سال 1885 م . امير اين مردم را از سرحدات ايران به قسمت داخلى افغانستان در ناحيهء كشك نزديك هرات كوچ داد و تحت نظر گرفت . در سال 1893 م .
گروهى متشكل از پنجاه خانوار از جمشيدىها موفق شدند تا از هرات گريخته و به خراسان وارد شوند . دولت ايران اين عده را پذيرفته و آنها را در ناحيهء زورآباد جا و مكان داد و سرپرستى آنها را به سيد احمد بيگ سپرد . شك نيست افراد ديگر اين طايفه نيز كه هم اكنون در هرات به سر مىبرند در صورت دست دادن فرصت به اقدام مشابهى مبادرت خواهند ورزيد .
روتىها « 2 » طايفهء ديگرى هستند صحرانشين و بيابانگرد و آنچه بر آنها گذشته است بىشباهت به جمشيدىها نيست . آنها هماكنون در ناحيهء پس كمر بر كنار كشف رود سكونت دارند . اين مردم اول بار از دراوات « 3 » قندهار به خراسان و بادغيس كوچ كردند و بعد از سرگردانىهاى بسيار در اين ناحيه در سال 1857 م . در حالى كه شمار آنها به هفتصد
هامش
( 1 ) - در فرهنگ جغرافيائى ايران جيرآباد ضبط شده است ، دهى از دهستان پائين ولايت بخش فريمان شهرستان مشهد است .
( 2 ) - روتى يا بروتىها شاخهاى از تيمورىها هستند كه در سرحدات شرق خراسان ساكنند . مراجعه شود به ص 158 - 143 مقالهء ايوانف در مجلهء آسياى بنگال . 1926 . ( از مجموعه كتابخانه مركزى دانشگاه تهران ) . اين مقاله بوسيله مترجم اين كتاب ترجمه شده و به زودى انتشار خواهد يافت .
( 3 ) -Derawat