تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى ) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
عاشقى گر زين سرو گر زان سر است * عاقبت ما را بدان شه ره براست 173 ، 204
عالم همه به فطرت توحيد زاده‌اند * اين شرك عارضى شمر و عارضى يزول 428
عقل اوّل راند بر عقل دوم * ماهى از سر گنده گردد نى زدم 458
عقل جزئى عقل را بدنام كرد 472
فرشته گرچه دارد قرب درگاه * نگنجد در مقام لى مع الله 102
وقتى لو لم تكن فى ذا السكون * لم يقل إنا إليه راجعون 13 ، 63
فلم يبق إلّا صادق الوعد وحده * و ما لوعيد الحق عين تعاين 482
كرده‌اند اين تله در خاك كه عنقا گيرند 248
گر حفظ مراتب نكنى زنديقى 35
گوش خر به فروش ديگر گوش خر * كاين سخن باور ندارد گوش خر 229 ، 267
ما را ز جام بادهء گلگون خراب كن * زان پيش‌تر كه عالم فانى شود خراب 165 ، 204
ما عدم‌هاييم و هستىهاى * تو وجود مطلق و هستى ما 471
ما مصيبت كش عشرت آن رندانيم 375
مرگ اگر مرد است گو پيش من آى * تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ 140
معانى هرگز اندر حرف نايد 86
من اگر خارم اگر گل چمن‌آرايى هست * با همان دست كه مىپروردم مىرويم 228
من ز چشم تو به روى مدامم نگران * نظر آموختم از صحبت صاحب نظران 310
منع حكمت مكن از بهر دل عامى چند 362
من همان دم كه وضو ساختم از چشم عشق * چهار تكبير زدم بر همهء آنچه كه هست 112
مىدهد جان را فراقش گوشمال * تا بداند قدر ايام وصال 489
نظر مىكرد ببيند به جهان ، قامت خويش * خيمه در مزرعهء آب و گل آدم زد 324
نكته‌ها چون تيغ فولادست تيز * گر ندارى تو پسر ، واپس گريز 85 ، 384