تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
بس كه هست از همه كس و از همه سو راه به تو * به تو بر گردد اگر راهروى بر گردد 148 ، 173 ، 204
به بگذشتن از گورمان چاره نيست * كه جان را به جز گور گهواره نيست 36
بى خود از شعشعه پرتو ذاتم كردند 516
پروبال ما كمند عشق اوست * موكشانش مىكشد تا كوى دوست 160
پرى رو تاب مستورى ندارد * چو در بندى سر از روزن در آرد 415
پس عدم گردم عدم چون ارغنون * گويدم : إنا إليه راجعون 154
پيش از بناى مدرسه و دير و سومنات * ما بوده‌ايم در اطوار كائنات 162
تا نميرى نشوى زنده به دو كاين معمار * نكند كار در آن خانه كه ويرانه نكرد 310
جان عزم رحيل كرد گفتم كه مرد * گفتا چه كنم خانه فرو مىآيد 33 ، 247
چرخ با اين اختران نغز ، خوش و زيباستى * صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى 57
خاك چون عنقا آدم اوج اوست * فعل ، چون دريا و عالم ، موج اوست 154
در بلا هم مىچشم لذات او * مات اويم مات اويم مات او 108
در حضيض فعل حق ، پس موج‌هاست * موج‌ها دريا و دريا موج‌هاست 204
ده بود آن ، نه دل كه اندر وى * گاو و خر باشد و ضياع و عقار 42
راجع آن باشد كه بازآيد به شهر * سوى وحدت آيد از تفريق دهر 13 ، 62 ، 98 ، 182 ، 267
ره عقل جز پيچ در پيچ نيست * بَرِ عاشقان ، جز خدا هيچ نيست 272
زين سبب من تيغ كردم در غلاف * تا كه كژ خوانى نخواند بر خلاف 467
سفر در خويشتن از خويشتن كرد * كسى كو عارف والامقام است 310
سيه‌رويى ز ممكن در دو عالم * جدا هرگز نشد و الله اعلم 62
طاعت او نيست ميسر كنهى بايد كرد * در دل دوست به هر حيله رهى بايد كرد 499
شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى ) — صفحة 533 | صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )