نقل و تحقيق
سيد سند در جواب محقق دوانى كه گفته بود : در متشابهات الأجزاء از مركبات مثل ياقوت ، صورت در تمام اجزا سارى است ، لذا اگر در اينجا احتمال اتحاد جارى باشد ، در مركبات بعد از صور معدنى مثل نبات و حيوان بوجه من الوجوه معتقد به اتحاد نمىتوان شد ؛ چه آن كه حيوان از باب آن كه مركب از اجزاى متخالفه است مثل لحم و عصب و عظم و كبد ، نفس حيوانى به چه وجه امكان دارد عين اين اجزا باشد ؟ . گويد :
« الفرس و كذلك غيره من الحيوانات ، أمريّ لا كثرة فيه بالفعل ، و ليس جسم الفرس موجودا واحدا في نفس الأمر ، بل هو بعض من موجود واحد طبيعي ، و كذا حكم سائر أجزائه ، كما أنّ الياقوت كذلك ، غاية الأمر أنّ الأجزاء التحليلية المفروضة في الياقوت حقيقتها واحدة ، و في الفرس حقائق مختلفة » .
حاصل كلام سيد آن است كه در انواع حقيقى و مركبات غير اعتبارى ، جميع اجزا به وجود واحد موجودند ؛ چه آن كه در نظام وجود ، نفس فرس ، حقيقتى از حقايق وجودى و بدن آن ، حقيقتى ديگر نيست و اعتبار وجودات علىحده از براى اجزا ، در مركبات اعتبارى اعتبار صحيح دارد و در مركبات حاصل از حركات و تراكيبى كه در آن اجزاى بالقوه و بالفعل وجود دارد ، امكان ندارد و هر فرد از فرس داراى وجودى واحد و ماهيت واحده است و جزء مادى به نحو
شرح
و ذبّ از اشكال با اصول و قواعد اين دو دانشمند امكان ندارد - فالمصير إلى ما حققه صدر المتألهين - آنچه كه در اين مسأله اهميت دارد آن است كه مير صدر شيرازى به امر مهمى تفطن حاصل كرده كه راه را براى محققان بعد از خود باز نموده است و فهميده كه بين هر صورت نوعيه و بين هر طبيعت مبدأ آثار نوع با مادهاى كه به اين صورت متحول شده است ، بايد اتحاد و وحدت برقرار شود تا مركّب حقيقى به وقوع پيوندد و با مركبات اعتبارى فرق داشته باشد .