تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
نبوت كه ظهور در عذاب و لذت جسمانى دارد را بر صور معلقه حمل نموده‌اند . و شيخ رئيس و اتباع مشاء كه منكر عالم مثالند ، فقط نفوس بله را مستحق تعلق به بدن دانسته‌اند و موضع تخيل اين نفوس ، اجسام سماوى است نه برزخى . ولى از حيث بطلان و اشكالات وارد از ناحيهء انكار حشر اجساد ، به هر دو مشرب اشكال وارد است . و نفس ، بعد از مفارقت بايد با صور اعمال خود محشور باشد و موضع افعال او نيز قوا و اعضا و جوارح نفس ناطقهء محشور يوم النشور مىباشد نه قالب مثالى و نه جسم لطيف سماوى [ 1 ] . و اين دو مسلك در باب معاد ، مختل الأساس است . و محشور در قيامت نفس است با بدن آن هم
شرح
[ 1 ] . و ديگر آن كه در مسألهء خلود نيز آرا و عقايد متعدد وجود دارد ، به چه علت تمرد و نافرمانى و عصيان در زمان و مقام محدود ، منشأ عقوبت دائمى و ابدى شود ؟ معاقب و مبدأ عقاب امرى داخلى است يا خارجى ، اگر معاقب امرى داخلى باشد و حركات اهل نار در عذاب ، دورى و غير مستقيم و مبدأ عقاب امرى جوهرى و از لوازم غير منفك ، لا محاله عذاب ، دائمى است . و اين كه امام عليه السّلام فرموده است : دوام عذاب ، ناشى از آن است كه كافر عزم راسخ دارد كه اگر تا ابد زنده باشد ، مبدأ افعال سيئه گردد ، بر اين معنى محمول است . به حسب اخبار وارد از طرق اهل بيت عصمت و طهارت ، قول به كلمهء ( لا إله إلّا اللّه ) و بالأخره اعتقاد به توحيد ، مانع عذاب ابدى و دائمى است « 1 » . و ديگر آن كه اجسام اخروى و نفوس محل صور و هيآت و اعراض موجب عذاب ، چون ماده ندارند ، زوال بعضى از صور و مبادى عذاب كه از اعراض غريب محسوب مىشوند به چه نحو است ؟ چه آن كه تجدد صور در آخرت از باب حلول نمىباشد ، بلكه صور اخروى از منشآت نفس و قائم به ارادهء آن‌اند .
هامش
( 1 ) يعنى موحد و معتقد به مبدأ واحد و خالق عوالم وجودى ، در عذاب مخلد نمىباشد . بر اين معنى روايات از طرق عامه و خاصه متواتر است . و نور توحيد و نورانيت حاصل از اعتقاد به حق مثل اين كه آن قدر قوت و قدرت وجودى دارد كه بالاخره بر عوامل عذاب غلبه نموده و رحمت واسعهء حق كه همه اشيا را فرا گرفته بر غضب غالب مىآيد و سرّ كلمهء مقدس : « آخر من يشفع هو اللّه » ظاهر مىگردد . يكى از عوامل موجب جذب رحمت ، اعتقاد به ولايت كلى اهل بيت رسول عليهم السّلام است كه در نورانيت نفس و عليت آن جهت جذب رحمت رحمانيه بسيار قوى است ؛ حب و دوستى حضرت ولايتمدار على عليه السّلام يكى از موجبات ، بلكه بعد از توحيد عالىترين مبدأ جلب رحمت خاص الهى و از حيث تأثير در صفاى نفس هيچ عبادتى با آن برابرى ندارد . و موجب سنخيت بين روح مؤمن و نفوس كلى الهى اولياى محمديين و موجد خطوط شعاعى بين مؤمن به ولايت و اسماى كلى الهى مىباشد كه « حب على حسنة لا يضر معها السيئة . . . » .