1 - اگر عمل مصادف با واقع نشد نيّت معصيت با چنين عملى در حكم نيّت صرف و بدون ارتكاب عمل است و مؤاخذه ندارد .
2 - چنين نيّتى به محض شروع در عمل دلالت بر هتك حرمت و جسارت در گناه است پس موجب عقاب است .
سپس مىفرمايد :
چنانچه فردى مايع مباحى مثل آب را با تشبيه خود به شارب الخمر بنوشد مرتكب انجام فعل حرام شده است و معاقب مىباشد .
البته مقصود نيّت تنها نيست ، بلكه با اعضاء و جوارح و حركاتش نيز اداى شارب خمر را در آورد .
به عبارت ديگر :
نيّتش همراه با حركاتش باشد و بعد از آن به ذكر چند نمونه از موارد تجرّى مىپردازد كه در ترجمه آمده است و لازم به تكرار نمىباشد .
* بهطور خلاصه چه نظراتى در باب تجرّى مطرح شد ؟
ج : سه نظر
1 - قول مشهور كه تجرّى را موجب عقاب مىدانست مطلقا .
2 - قول شيخ كه تجرّى را موجب عقوبت نمىدانست مطلقا و لكن در پايان مردد گرديد .
3 - قول صاحب فصول كه ميان مواردى كه تجرّى مطابق با واقع و مواردى كه عدم مصادفت با واقع دارد تفصيل قائل گرديد .
* به نظر شما كداميك از اقوال مذكور اصح است ؟
ج : قول به تفصيل عاقلانهتر است .
* مراد از ضمير ( هما ) در عبارت ( و كلاهما تحكّم و تخرّص على الغيب ) چه امورى است ؟
ج : دو عبارت ( الحكم به فسق المتعاطى ) و ( عقاب متوسط بين صغيره و كبيره ) مىباشد
* مراد از دو اصطلاح ( تحكّم ) و ( تخرّص ) در متن چيست ؟
ج : 1 - مراد از تحكّم ، زور گفتن و تحميل كردن است و ادّعاى بدون دليل و بيّنه
2 - مراد از تخرّص حكم حدسى نمودن و تخمين زدن است و گاهى به معناى دروغ گفتن
* جهت تحكم نسبت به ( حكم بفسق متعاطى ) به چه خاطر است ؟
ج : به خاطر اينست كه :
دليلى بر گناه كبيره بودن فعل متعاطى وجود ندارد و يا حد اقل در دسترس نمىباشد .
* جهت تحكم نسبت به ( عقاب متوسط ) چيست ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 88
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٨٨