ج : در اين است كه ؛ اعتبار و حجيّت قطع طريقى ذاتى ولى در امارات و اصول عمليه جعلى است .
* مراد از عبارت ( اعتباره على وجه الطريقيّة للموضوع ) در متن چيست ؟
ج : اشاره به بعضى از انحاء قطع موضوعى است .
* قطع موضوعى بر چند قسم است ؟
ج : بر دو قسم است 1 - طريقى 2 - وصفى
* مراد از قطع موضوعى طريقى چيست ؟
ج : اين است كه آن قطعى كه در موضوع دليل شرعى اخذ شده است صرفا طريقيت دارد و الا خصوصيّت ديگرى ندارد .
* چگونه مىتوان فهميد كه قطعى كه در لسان دليل مأخوذ است ، طريقيت دارد ؟
ج : از دو راه :
الف ) يكى از راه تصريح خود شارع در لسان دليل كه فى المثل بفرمايد : اذا قطعت بخمريّة شىء يحب الاجتناب عنه و به دنبال اين بيان تصريح نمايد كه : ( هذا القطع مجرد طريق )
ب : يكى از راه دليل خارجى ، كه فى المثل دليل مىگويد : الخمر المقطوع حرام لكن اجماع به عنوان يك دليل خارجى قائم شده بر اينكه قطع طريقيّت دارد .
* مراد از قطع موضوعى وصفى چيست ؟
ج : قطعى است كه موضوع حكم صرفا نفس قطع است و بما انّه صفة من صفات النّفسانيّة در موضوع خطاب قائم به شخص لحاظ شده است .
* اينكه شما گفتيد امارات و اصول عمليّه قائم مقام قطع موضوعى نمىشوند مرادتان كدام قسم از قطع موضوعى بود ؟
ج : قطع موضوعى وصفى و الّا قطع موضوعى طريقى قائم مقام مىپذيرد .
* به چه دليل قطع موضوعى طريقى قائم مقام مىپذيرد ؟
ج : چون در ظاهر موضوعى است لكن در واقع طريقيّت دارد لذا جانشين مىپذيرد .
* بهطور كلى در كداميك از اقسام پنجگانه قطع ، امارات و اصول جانشين قرار مىگيرند ؟
ج : در دو صورت آن يعنى : قطع تمام موضوع به نحو صفتى و قطع جزء موضوع به نحو صفتى امارات و اصول بهجاى قطع قرار نمىگيرند .
و در دو صورت آن يعنى قطع طريقى محض و قطع موضوعى به ملاك طريقيّت ، امارات و اصول جانشين قرار مىگيرند اعم از اينكه جزء موضوع باشد يا تمام موضوع .
* مراد از عبارت ( لا يقوم مقامه الّا بدليل خاصّ . . . . . ) چه مىباشد ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 37
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٧