* مراد از عبارت ( مقطوع به ) در عبارت چيست ؟
ج : اين است كه آنچه بدان قطع حاصل مىشود فرقى نمىكند كه موضوع خارجى باشد مثل بول و خمر يا كه حكم شرعى باشد مثل وجوب طهارت و حرمت شرب .
* مراد از عبارت ( اسباب القطع ) در متن چيست ؟
ج : يعنى در اعتبار قطع شرط نيست كه از سبب خاصى حاصل شود ، بلكه از هر سببى كه حاصل شود حجت مىباشد .
* مراد از عبارت ( ازمانه ) در متن چيست ؟
ج : يعنى اعتبار قطع منوط به زمان خاصى نمىباشد و لذا چه در حال اختيار و چه در وقت اضطرار هركدام حاصل شود حجت است .
* مراد از عبارت ( الا اذا فرض عدم كون النجاسة و . . . ) در متن چيست ؟
ج : اين است كه اگر فرض كنيم كه : نجاست و وجوب اجتناب از احكام خود بول نباشد تا قطعى هم كه حاصل مىشود طريقى نباشد بلكه نجاست و وجوب اجتناب از احكام معلوم البولية باشد ، در اينجا قطع حاصل موضوعى است . حال حكم قطع موضوعى به خلاف حكم قطع طريقى است .
يعنى اينگونه نيست كه قطع موضوعى از هر راهى و در هر شخصى و در هر زمانى و از هر سببى به دست آمد معتبر بوده و حجت باشد خير بايد آن دليلى را كه قطع به حكم را در موضوع آن اخذ نموده ملاحظه كرد و ديد قطع را چگونه ملاحظه كرده آيا مثل قطع طريقى به طور مطلق و بدون لحاظ خصوصيتى به آن اعتبار داده يا اينكه خصوصيات مورد توجه قرار گرفته .
* قاعده اوليه در قطع ، طريقيت است يا موضوعيت ؟
ج : طريقيت است .
* اگر قاعده اوليه در قطع طريقيت است هنگام شك چگونه عمل مىكنيم ؟
ج : براساس قاعده عمل مىكنيم يعنى حكم به طريقيت مىنماييم .
* اولين تفاوت اساسى ميان قطع طريقى و قطع موضوعى از نظر شيخ چيست ؟
ج : قطع طريقى در اثبات الحكم براى موضوع ، ( يعنى آنجا كه حكم شرعى براى عنوان واقعى ( متعلّق خود قطع ) ثابت مىگردد ) وسط واقع نمىشود و صرف طريق است ، به خلاف قطع موضوعى كه وسط واقع مىشود .
* آيا در هيچ موردى قطع وسط واقع نمىشود ؟
ج : در مواردى كه حكم شرعى براى مقطوع به از آن جهت كه مقطوع به است ثابت مىگردد و صفت قطع در موضوع دخيل است ، صفت قطع وسط واقع مىشود .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 28
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٨