وهو تعالى عالم مع الأزل * لا كهشام في الّذى عنه نقل « 1 »
هامش
عنهم ويقولون بانّهم يقولون باختياره تعالى . وقد حقّق المحقّق الطوسي - قدّس اللّه نفسه - موضع الخلاف بين الفريقين في تصانيفه . . . » ( ارشاد الطالبين / 183 )
مؤلف ياد شده سپس تفاوت نظريهء فلاسفه را با متكلّمين در باب قادر بودن حقّ متعال توضيح مىدهد . از اين سخن برمىآيد كه فلاسفه صريحا از فاعل موجب بودن خدا سخن نگفتهاند ، ولى تفصيل بيشتر در اين زمينه را بايد از كتب فلسفي بدست آورد .
امّا يهود ، بنا بر فرمودهء قرآن ، منكر قدرت واختيار خدا هستند وچنين مىگويند كه : خدا از انجام آفرينش فراغت يافته وهيچ كمي وكاستى ودگرگونى در نظام تكوين ممكن نيست .
آنان بر أساس اين عقيدة ، نسخ در شرايع وبداء در أمور تكويني را انكار كردهاند . خداى يگانه سخن يهود را چنين حكايت مىكند :وَقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌوسپس آنان را نفرين كرده مىفرمايد :غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ ، يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ( مائده / 64 )
( 1 ) - أبو محمّد ( يا أبو الحكم ) هشام بن الحكم كندى بغدادي از بزرگان دانشمندان شيعهء اماميّه واز أصحاب برجستهء امام صادق - صلوات اللّه عليه - ويكى از متكلمان بنام شيعه وچهرههاى مورد اعتماد ايشان است . أو در سالهاى نخستين قرن دوم هجرى زاده شد وبه سال 179 ( بنا بر گفتهء كشّى در رجال خود ) يا سال 199 ( بنا بر گفتهء نجاشي ) ديده از جهان فرو بست . وبه نظر مىرسد كه قول نجاشي به صواب نزديكتر باشد .
از نصوص تاريخي ورجالي برمىآيد كه اين مرد بزرگ سه مرحلهء فكرى را پشت سر گذراند :
در مرحلهء اوّل از همفكران أبو شاكر زنديق بود . در مرحلهء دوم به جهم بن صفوان جبري مذهب پيوست . ودر مرحلهء سوّم بر أساس استدلال ودقّت نظر ، مذهب اماميه را برگزيد ، از امام صادق عليه السّلام پيروى كرد وشيفتهء حضرتش شد . آنگاه تمام نظريات وعقايد مخالف با مذهب شيعه را - مانند عقيدهء به جسمانيّت خدا كه به هشام نسبت دادهاند - رها كرد .
امّا آنچه كه ابن داود - قدّس سره - به أو نسبت داده است ، شمارى از نويسندگان كتب عقايد وفرق مانند شهرستانى در ملل ونحل ( جلد اوّل / 185 ) وابن أبي الحديد معتزلي در شرح نهج البلاغة ( جلد 11 / 63 ) چنين گفتهاند كه هشام معتقد بود : خدا از رويدادهاى آينده آگاهى ندارد . بديهي است كه اين نظريه با عقيدهء پيروان مكتب توحيد سازگار نمىباشد . ولى بايد دانست كه شيخ مفيد - رضوان اللّه عليه - اين نسبت را در حقّ متكلّم توانمند شيعي انكار كرده وفرموده است :