101
[ يا سرّ سرّى يدقّ حتى ]
يا سرّ سرّى يدقّ حتى * يخفى على وهم كلّ حىّ
و ظاهرا باطنا تجلّى * لكلّ شىء بكلّ شىء
إنّ اعتذارى إليك جهل * و عظم شكّ و فرط عىّ
يا جملة الكلّ لست غيرى * فما اعتذارى إذا إلىّ
منابع
ديوان الحلاج ، ص 103 ، رسالة الغفران ، ابى العلاء المعرى ، ص 15 . اللمع ، سراج ، ص 354 ، به نقل از نسخهء خطى قازان ، ص 95 . نسخهء خطى تيمور ، صص 14 - 13 ، اخبار الحلاج . مشارق انوار القلوب ، ابن دباغ ، ص 43 . نسخهء ( ك ) ، ص 95 .
لغات
تجلّى : آشكار و واضح .
محمّى : عجز و ناتوانى .
اعتذار : عذر ، اعتذار ، پوزش ، معذرت خواستن ، دستاويز كردن .
عىّ : گمراه شدن ، ره گم كردن ، ناتوان بودن ، فروماندن ، گنگ شدن ، بيمار شدن .
تحقيق
1 . در مصرع اول بيت اول يدقّ در برخى از نسخهها ، تدقّ آمده است .
2 . بيت سوم به صورت :
ان اعتذارى اليك منّى * لفرط عىّ و فرط عيّى
3 . ابو على فارسى گويد : حلاج را در حلقهء شاگردان ابو بكر شبلى ايستاده ديدم . گفتم : « به خدا سوگند كه به زودى چوبه دارى را به خون خود آلوده خواهى كرد . » حلاج آستين پيراهن خود را بر چهرهء خويش افشاند و چنين سرود . ( همان ، ص 206 )