98
[ من رامه بالعقل مسترشدا ]
من رامه بالعقل مسترشدا * أسرحه فى حيرة يلهو
قد شاب بالتّدليس أسراره * يقول فى حيرته ، هل هو
منابع
ديوان الحلاج ، ص 102 ، به نقل از نسخهء خطى قازان ، ص 72 . نسخه خطى لندن ، ص 327 .
التعرف ، كلابازى ، ص 37 . نقد النصوص فى شرح نقش النصوص ، جامى . نسخهء خطى پاريس . اخبار الحلاج ، ص 93 . نسخهء ( ك ) ، ص 102 .
لغات
مسترشدا : هدايتشده .
حيرة : پريشانى ، حيرانى ، سرگشتگى ، سرگردانى .
يلهو : سرگرم كردن ، مشغول كردن ، وقتگذرانى كردن ، علاقهمند شدن .
شاب : مخلوط كردن ، قاطى كردن ، خراب كردن ، آميختن ، مخلوط شدن .
تدليس : خدعه ، تقلب ، نيرنگ ، جعل كردن ، گول زدن .
تحقيق
ابراهيم بن محمد نهروان گويد : حلاج را در مسجد نهروان ديدم كه در زوايهاى نماز مىخواند و قرآن را در دو ركعت ختم كرد ، چون تمام شد بر او سلام كردم و گفتم : « اى شيخ ! برايم از توحيد بگوى . »
گفت : « بدان كه بنده اگر پروردگارش را توحيد كند ، خود را اثبات كرده است و آنكه خود را اثبات كند ، مرتكب شرك خفى شده است . خدا خود بر زبان هر بندهاى از بندگانش كه بخواهد خود را توحيد مىكند و اگر خدا خويش را بر زبان من توحيد كرده ، اين از لطف و همّتى است كه بر من دارد ، و گرنه اى برادر مرا با توحيد چه كار ؟ » آنگاه اين اشعار را سرود . ( همان ، ص 195 )