تحقيق
1 . در بيت اول به جاى « حاشاك » در ديوان الحلاج ، « حاشاى » و مصرع اول به صورت « آه أنا أم أنت ؟ هذين الهين » آمده است .
2 . در بيت پنجم « انى » با فتح همزه « أنى » در ديوان الحلاج و اخبار الحلاج و منابع ديگر آمده است .
3 . عبد الودود زاهد گويد : حلاج به مسجد منصور آمد و گفت : « اى مردم سخنى از من بشنويد . » مردم بسيار گرد او جمع شدند كه برخى طرفدار او ، برخى ديگر مخالف او بودند . آنگاه حلاج گفت : « بدانيد كه خداوند خون مرا بر شما مباح كرده است . پس مرا بكشيد . »
برخى از مردم گريستند و من از ميان مردم پيش رفتم و گفتم : « اى شيخ چگونه كسى را كه نماز مىخواند و روزه مىگيرد و قرآن مىخواند بكشيم . »
حلاج گفت : « اى شيخ آن معنايى كه از ريختن خونها جلوگيرى مىكند و پاسدار خون مردم است خود از نماز و روزه و خواندن قرآن بيرون است . « پس مرا بكشيد تا هم شما مزد يابيد و هم من آسايش يابم . »
مردم همه گريستند و حلاج از آنجا رفت و من درپى روان شدم و از او پرسيدم : « اى شيخ معناى آنچه گفتى چيست ؟ »
گفت : « براى مسلمانان در دنيا كارى مهمتر از كشتن من نيست . »
از او پرسيدم : « راه رسيدن به خدا چگونه است ؟ »
گفت : « راه ، ميان دو كس است و حال آنكه با خدا هيچكس نيست . »
گفتم : « سخن خود را برايم آشكارتر بگو . »
گفت : « كسى كه اشارتهاى ما را نفهمد . عبارات ما او را راهنمايى نخواهد كرد . » آنگاه سرود . ( اربعة النصوص ، ترجمهء قاسم ميرآخورى ، ص 186 )