75
[ ثلاثه أحرف لا عجم فيها ]
ثلاثه أحرف لا عجم فيها * و معجومان و انقطع الكلام
فمعجوم يشاكل واجديه * و متروك يصدّقه الأنام
و باقى الحرف مرموز معمّى * فلا سفر هناك و لا مقام
منابع
ديوان الحلاج ، ص 83 ، به نقل از نسخهء خطى جزائرى ، ص 4 . نسخهء خطى قازان ، ص 44 .
نسخهء خطى تيمور ، ص 44 . اخبار الحلاج ، ص 59 . نسخهء ( ك ) ص 75 . سعدى ضناوى ، ص 62 .
لغات
عجم : نقطهدار اصل آن از عجم .
الأنام : انس و جن ( همه مخلوقات ) .
معمّى : از عمى ، سخنى كه معنايش معلوم نيست .
تحقيق
در اخبار الحلاج از قول ابو القاسم عبد اللّه بن جعفر محب نوشتهاند كه گويد : چون حلّاج به بغداد آمد و مردم آن شهر گرد او جمع شدند ، يكى از مشايخ نزد بزرگى از بزرگان بغداد - كه ابو طاهر الساوى ناميده مىشد و اهل فقر و تصوّف را ارج مىنهاد - حضور داشت . آن شيخ از ابو طاهر خواست تا ميهمانى برپا سازد و حلّاج را بدان دعوت كند .
ابو طاهر اين پيشنهاد را پذيرفت و مشايخ را در خانهء خود گرد آورد و حلّاج نيز در آن ميهمانى حاضر شد . ابو طاهر به قوال گفت آنچه حلاج مىخواهد بخوان . حلاج گفت با خفته بيدار مىشود آنگاه كه قوّال اهل فقر و تصوّف خفته نباشد . پس قوّال به خواندنى پرداخت و همه به وجد و حال آمدند . آنگاه حلّاج به ميان آنان برجست و درحالىكه به وجد آمده و انوار حقيقت از او مىدرخشيد چنين سرود ( ابيات بالا را ) .