42
[ سكوت ثمّ صمت ثمّ خرس ]
سكوت ثمّ صمت ثمّ خرس * و علم ثمّ وجد ثمّ رمس
و طين ثمّ نار ثمّ نور * و برد ثمّ ظلّ ثمّ شمس
و حزن ثمّ سهل ثمّ قفر * و نهر ثمّ بحر ثمّ يبس
و سكر ثمّ صحو ثمّ شوق * و قرب ثمّ وصل ثمّ انس
و قبض ثمّ بسط ثمّ محو * و فرق ثمّ جمع ثمّ طمس
و اخذ ثمّ ردّ ثمّ جذب * و وصف ثمّ كشف ثم لبس
عبارات لأقوام تساوت * لديهم هذه الدّنيا و فلس
و أصوات وراء الباب لكن * عبارات الورى فى القرب همس
و آخر ما يؤول إليه عبد * اذا بلغ المدى حظّ و نفس
لأنّ الخلق خدّام الأمانى * و حق الحقّ فى التّقديس قدس
منابع
ديوان الحلاج ، ص 20 ، به نقل از مرآة الجنان ، يافعى ، ص 233 ، ( ابيات 10 - 1 ) . نسخهء خطى قازان ، ص 97 . نسخه ( ك ) ، ص 57 .
لغات
سكوت : خاموش ماندن ، آرام گرفتن ، چشم پوشيدن ، لب بستن ، سكوت كردن .
صمت : ساكت شدن ، لب فروبستن ، خاموش شدن ، ساكت و آرام بودن ، در تصوف يكى از آداب مريد است . و نيز به معناى نگهدارى سرّ است .
خرس : گنگ شدن ، لال شدن ، بىزبان شدن ، خاموش شدن ، زبان دركشيدن ، زبان بريده شدن .
وجد : عشق شديد ، احساس شديد ، شور ، شوق ، جذبهء عشق . در اصطلاح تصوف ، وادى است كه از حق آيد و باطن را با احداث وصفى غالب چون حزن و شادى از هيأت خود بگرداند . گويند : وجد برقهاى درخشندهاى است كه به سرعت خاموش مىشود . جنيد