برداشت ناصواب ، خيال ، خيال باطل ، پندار بيهوده ، باور ، حدس ، گمان ، تصور ، تعصب ، اشتباه ، دغدغه ، شبهه ، ترديد ، تخيلى ، موهوم .
فنا : از فنى ، فناء ، درگذشتن ، نيست شدن ، نابود شدن ، به پايان رسيدن ، خاموش شدن ، محو شدن ، فنا شدن ، غرق شدن ، نيستى ، فنا ، نابودى ، تباهى ، خاموشى ، محو ، عدم .
محو : پاك كردن ، تراشيدن ، زدودن ، محو كردن ، برانداختن ، نابودسازى ، پاكشدگى ، تراشيدگى .
رسم : اثر ، نشان ، علامت ، نوشته ، تفسير ، حاشيه ، سند ، نسخه ، تصوير ، نمودار ، آيين ، عكس ، آداب .
سرّ : راز ، خفا ، نهان ، پوشيدگى ، ريشه ، اصل .
حيات : از حيى ؛ زيستن ، زندگى كردن ، زندگى ، وجود ، حيات .
عفو : از عفا ؛ محو شدن ، زدوده شدن ، پاك شدن ، زدودن ، پاك كردن ، گذشتن ، بخشودن .
تحقيق
1 . ماسينيون شش بيت از آن را ضبط كرده است ، مابقى ابيات از منابع بالا گرد آمدهاند .
2 . شخصى از على ( ع ) پرسيد : آيا خداوند را مىتوانيم ببينيم ؟ گفت : چگونه بپرستم آن را كه نمىبينم ؟ سپس گفت : او را چشمها در دنيا با كشف عيان نمىبينند ، بلكه دلها از راه حقيقت ايمان مشاهده مىكنند . خداوند فرمود : دل دروغ نديد آنچه ديد ( نجم ، آيه 11 ) در اين آيه اثبات كرده است كه دل در همين دنيا هم توان ديد دارد . و پيامبر گفت :
خدا را چنان بپرست كه گويا او را نمىبينى و اگر تو او را نمىبينى او تو را مىنگرد . ( به نقل از اللمع سراج ، ص 381 )