ممتدح : ستايشكننده ، ستاينده ، زمين گشاد و فراخ .
ممنوح : بخشنده ، دهش ، عطاكننده ، دهنده .
مسلوب : سلبكننده ، گيرنده ، آنچه از آن بهرهاى عايد شود .
ثقه : معتمد بودن ، اعتماد داشتن ، باور داشتن .
مصاعيب : از مصاعب ، دشواريها ، سختىها ، جاهاى دشوار ، تنگنا و سختى .
منهوب : غارت شده ، برده شده غنيمت .
مصحوب : هم صحبت گرديده ، همراه شده ، همراه ، رفيق و يار .
تحقيق
1 . در بيت اول ماسينيون « و اهليها » را به صورت « و اهلها » به خاطر موزون بودن ضبط كرده است .
2 . در بيت نهم ماسينيون « مسّه » را به صورت « ماسّه » به خاطر موزون بودن ، آورده است .
3 . در بيت دوازدهم ، ماسينيون به جاى « فتية » از « ذوفتا » استفاده كرده است .