332 . دربارهء كلام خدا كه فرمود : « روزه از من است و جزاى روزه من دهم » .
گفت : منظور آن است كه جزاى روزه من هستم .
333 . هر آنكس كه سخن نه از معنا و احوال خويش گويد ، خود را اندر آن معنى به نفهمى زده باشد . چنانكه خداوند فرمود :
« كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً »
« 1 »
334 . در معناى فقير گفته است كه : موسى از حضرت عزت پرسش كرد كه : بار خدايا محتاجم ، چون مرا به علم يقين مخصوص كردى ، از تو در مىخواهم كه مرا از وعدهء علم يقين به اوج عين يقين رسانى و از حضيض عين اليقين به بقا حق اليقين رسانى .
335 . در سراسر زمين جاى آرام مىجستم . ولى براى من در زمين ، جاى آرامى نيست . به خواستهايم فرمان بردم ، ولى مرا برده خود كردند . آه اگر به قضا تن داده بودم ، آزاد بودم .
336 . ايمان موجب آرامش نمىشود بلكه تقوى است كه موجب آرامش در ايمان مىشود .
337 . علم اليقين به آنچه گويند كه به دلايل نياز داشته باشد و عين اليقين علمى را گويند كه بىمجادله و گفتگو باشد .
338 . توحيد امت خشنودى خداوند از ايشان است .
339 . توكل آتش است كه در تحت فرمان قضا و قدر باشد .
340 . عشق راز و رمز خلقت است و ميثاق نوع انسان مراسم و آداب اصطفاء است .
هامش
( 1 ) . جمعه ، آيه 5 ؛ مانند الاغى كه اسفار را حمل مىكند .