است بنده را از براى افراد قدم از حدوث و آن شواهد قول اوست .
« أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ »
« 1 » و اين كلمه بود كه حق خبر داد
« وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ »
« 2 » و آن روح عيسى است ، و اين
« كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا »
« 3 » . صنع مجيد ظهور حق است به نعت كشوف در اين راويان كه خبر داد ، يا فعل مجيد است ، يا حجاب نور است ، يا حجاب قدس است ، يا تقديس در تلبيس « 4 » است ، يا ظهور قدم در التباس « 5 » است . آنچه خبر داد از معرفت و مشاهده كه از نعمتها گرانمايهتر از آن نيست ، زيرا اتّصاف است بر صفات خلود ، مترقى شدن به صفت خلق ربّانى ، خداوند فرمود :
« اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ »
« 6 » .
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيه 171 ؛ آيا من خداى شما نيستم .
( 2 ) . نساء ، آيه 169 ؛ و كلمهء الهى و روحى از عالم الوهيّت است كه به مريم فرستاده است .
( 3 ) . توبه ، آيه 40 ؛ كلمه خداوند را مقامى بلند داد .
( 4 ) . تلبيس : درآميختن و پنهان داشتن مكر و عيب از كسى ، پوشيدن حقيقت و اظهار خلاف ماهيت چيزى .
فريب و حيله و مكر و تزوير و كذب و دروغ و خدعه و ريا و غدر و آلايش و فساد و تكذيب و ناراستى و اغتشاش . تجلى چيزى را به صفت ضدش تلبيس گويند . عارفانه گويند غرض پوشيدن حقيقت است از غير يا نامحرمى كه از درك آن ناتوان باشد و آن را از صفات الهى دانستهاند كه هميشه واقعيات و حقايق عالم را از ديده نامحرمان و غير ، پنهان مىدارد . اولياء اللّه و كاملان هم از اين جهت به اين صفت متصّف گشتهاند كه ناگزير از پنهان كردن حقايق از ناباب بودهاند . صوفيان همواره داراى اين صفت بودهاند و درون و احوال خود و كرامات خويش را از كسانى كه منكر بودهاند . مىپوشانيدند و اغلب براى اينكه شناخته نشوند ، خود را به صورت اهل مكاسب و معاملات درمىآوردند و مطالب خود را به روش ظاهريان و عالمان دينى و اهل استدلال بيان مىكردند و آن را با آيات قرآن و احاديث و اخبار و اشعار متقدمين همراه مىكردند تا گرفتار معايب آن نشود . عارفان اين صفت را گاهى صفت ابليس دانسته و به صورت تلبيس ابليس آوردهاند .
( 5 ) . التباس : پوشيدن كار بر كسى ، پوشيده و شوريده شدن كار ، اشتباه . در اصطلاح صوفيان آن است كه حق در مقام عشق از قدم در فعل بر بنده تجلى كند ، تا او را خوشدل سازد . مقام التباس ، مقام وفور بهرهمندى در عشق است ، زيرا عاشق در محل انس به حق است . و به صفت قدم با ناتوانى حالش از حمل وارد سطوات عظمت ، حق را از حق مىطلبد و خدا به او لطف مىكند آنچه توانايى درك آن را دارد ، و انس او را تيره نمىسازد . در اين حال خود را در لباس فعل به وى عرضه مىكند تا وجودش با حق باقى بماند و از ديدار جمال حق حظّ رويت صفات را بهره گيرد . آيا نمىنگرى كه چگونه خدا موسى را از رؤيت صرف منع كرد و او را منصرف كرد ؟ مگر بعد از التباس ، وقتى كه موسى سؤال كرد آنچه سؤال كرد گفت :« لَنْ تَرانِي وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ »( 7 / 143 ) ( مرا هرگز نخواهى ديد ، اما به كوه بنگر . ) و پيامبر حقايق التباس را بيان فرمود « رأيت ربى فى احسن صورة » ( پروردگارم را در بهترين شكل ديدم ) . چنان كه ذو النون گفت : كسى به خدا انس گيرد ، به هر چيز با ملاحت و به هر روى زيبايى انس خواهد گرفت . و عارف گويد : التباس آشكار ساختن نور قدس در محل انس است ( مشرب الارواح ، روزبهان بقلى ، ص 119 ) .
( 6 ) . بقره ، آيه 38 ، 44 ، 116 ؛ ياد كنيد نعمتهايى كه به شما عطا كردم .