محنت وكأم يافتن جاهل وغرق بودنش در نعمت ، گلايه دارد . از اينكه آزادان بىزادند ورادان مردودند ، از اينكه « داهى » قرين « داهيه » است ، از اينكه « محدّث » دچار « حادثه » است ، از اينكه « عاقل » أسير « عاقله » است ، از اينكه « كامل » مبتلا به « نازله » است ، مينالد .
وضعيّتى كه عطا ملك توضيح ميدهد ، وضعيّت تقريبا تمام طول تاريخ إيران است ، امّا در اين روند ، عالمان ودانشيان ، در عين حال كه در اين ناهنجارى زندگى عمومى اشتراك داشتهاند ، ظلم وستم مضاعف را متحمّل شدهاند . ظلم وستمى كه هم عوام وهم خواصّ گونهها در مورد آنها روا داشتهاند .
هر كار وفعاليّت علمي ودانشى ، علاوة بر زيستن در جامعهيى بهنجار وعلاوة بر برخوردارى عالمان ودانشيان از رفاه نسبى مادّى ، دو شرط مهمّ را اقتضا دارد : يكى احترام كردن وعزّت نهادن بر دانشيان از سوى جامعه ، وديگرى همدلى دانشيان وعالمان با يكديگر .
چنان به نظر ميرسد كه در طول تاريخ إيران ، هيچ گاه اين شروط اصلى واساسى براي پيشبرد دانش فرآهم نبوده است . يا حكومت ونهادهاى حكومتى آن عزّتى را كه دانشيان وعالمان استحقاق آن را داشتهاند ، به ايشان ننهاده است وبه تبع آن عامّهء مردم اقبالى در خور به عالمان ودانشيان نداشتهاند ، ويا جمع دانشيان آن همدلى وخالى بودن از حقد وحسد را كه لازمهء بالندگى علم ودانش است ، نداشتهاند .
أبو ريحان بيرونى ، در ابتداى « تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن » مينويسد :
رسالة جواباً لثلاث رسائل ( دورساله فلسفى ) — صفحة 7
مساهمون: عمر الخيام النيشابوري
ص٧