تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1190

مساهمون:

ص١١٩٠
س 2 ى 261 مى فرمايد : مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ وَ اللّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ يعنى داستان آنان كه داراييهاشان را در راه خدا « به درويشان و مستمندان » مى دهند مانند داستان دانه‌ايست كه « از آن » هفت خوشه برويد كه در هر خوشه صد دانه باشد « يك دانه هفتصد دانه شود » و خدا « اين مقدار را » براى هر كه خواهد افزايش مىدهد و خدا بسيار بخشنده و دانا است ) و مراد از دو دست در اينجا دو نعمت است ( نعمتى كه بنده داده و نعمتى كه خدا بخشيده ) پس امام عليه السّلام نعمت بنده و نعمت پروردگار را به كوتاهى و درازى از هم جدا ساخته و نعمت بنده را كوتاه و نعمت خدا را دراز قرار داده ، زيرا نعمتهاى خدا همواره بر نعمتهاى مخلوق بسيار افزون است ، زيرا نعمتهاى خدا اصل و پايهء همهء نعمتها است و هر نعمتى بسوى آنها باز گشته و از آنها بيرون مى آيد و پيدايش مى يابد .
225 - امام عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام ( در بارهء زد و خورد با دشمن ) فرموده است : 1 - بايد ( كسى را ) به مبارزه ( بيرون آمدن از صفّ ) نخوانى ، و اگر ترا به آن دعوت نمودند ( بعنوان دفاع ) بپذير و بيرون رو ، زيرا خواننده ستمكار است ( چون از حدّ تجاوز و تهوّر و بى باكى كرده و از عدل و درستكارى دست برداشته و اين كار ستمگرى و دشمنى است ) و ستمكار بر خاك افتاده است ( گمان مى رود در دنيا هم بكيفر ستمگرى برسد و به خاك افتاده كشته شود . ابن ابى الحديد در اينجا مى نويسد : نشنيديم امام عليه السّلام هرگز كسى را به مبارزه طلبيده باشد ، بلكه يا خود آن حضرت خوانده شده و يا مبارز مى طلبيدند پس آن بزرگوار بجانب او مى رفت و از پايش در مى آورد ) .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1190 | خطب الإمام علي ( ع ) / فيض الاسلام