طاشكبريزاده در ضمن شرح حالي كه جامى در الشّقائق النّعمانيّه آورده ، سبب پرداختن جامى را به تأليف اين اثر چنين بيان كرده است :
المولى الأعظم سيّدى محيى الدّين الفناري روايت كرد كه پدرش ، المولى على الفناري ، كه در زمان سلطان محمّد خان قاضى عسكر بود ، گفت كه « سلطان روزى به من گفت كه نيازى به آن هست كه ميان آنچه كساني كه در علوم حقيقت بحث مىكنند ، يعنى علماى كلام وتصوّف وفلسفه گفتهاند ، محاكمهاى 1 به عمل آيد » . پدرم گفت كه « من به سلطان گفتم كه هيچ كس براي چنين محاكمه شايستهتر از مولى عبد الرّحمن جامى نيست » . وسپس گفت « پس سلطان محمّد خان فرستادهاى را با هدايا نزد أو فرستاد واز أو خواست كه كتابي در اين محاكمه بنويسد . جامى رسالهاى نوشت ودر آن ميان آن گروهها دربارهء شش مسأله 2 واز جمله مسئلهء وجود داورى كرد . آن را نزد سلطان فرستاد ونوشت كه اگر مورد قبول واقع شود ، با نوشتن تتمّهاى در باقي مسائل آن را كامل خواهد كرد . واگر مورد قبول واقع نشود ، تلف كردن عمر براي بازماندهء آن سودى نخواهد داشت . ولى اين رساله زماني به استانبول رسيد كه سلطان محمّد خان از دنيا رفته بود » .
مولى محيى الدّين فنارى گفت كه اين رساله نزد پدرش باقي ماند ، وگمان مىكنم كه گفت اكنون هنوز نزد خود أو است 3 .
كمترين شكّى نيست كه رسالهاى كه ذكر آن در اين گزارش گذشت ، همان الدّرّة الفاخرة است ، چه هيچ رسالهء ديگرى از جامى را نمىتوان گفت صورت محاكمهء متصوّفان ومتكلّمان وفيلسوفان دارد . آنچه اين مطلب را تأييد مىكند اين است كه همين فقرهء نقل شدهء از الشّقائق النّعمانيّه بر صفحههاى عنوان دو نسخه از نسخههايى كه براي
الدرة الفاخرة في تحقيق مذهب الصوفية والمتكلمين والحكماء المتقدمين — صفحة مقدمة 6
مساهمون: عبد الرحمن جامي
صمقدمة ٦