تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1051

مساهمون:

ص١٠٥١

و قسمتى دوم از اين نامه است

( در اينكه جهاد آن حضرت براى اجراى حقّ بوده و از بسيارى دشمن هراس ندارد ) : 5 - به خدا سوگند اگر من تنها با ايشان ( معاويه و لشگرش ) روبرو شوم و آنها ( از انبوهى ) همهء روى زمين را پر كرده باشند باك نداشته و نمى هراسم ، و من در بارهء گمراهى آنان كه در آن گرفتارند و هدايت و رستگارى كه خود بر آن هستم از جانب خويش بينا و از جانب پروردگارم يقين و باور دارم ، و به ملاقات ( كشته شدن در راه ) خدا مشتاق بوده و انتظار نيكوئى پاداش او را اميدوارانه دارم ( پس كمى و بسيارى دشمن در نظرم يكسان است و از نزاع و زد و خورد پروا ندارم ، چون جنگ با آنان در هر صورت سبب افزونى سعادت و نيكبختى است ) 6 - ولى اندوه من از اينست كه بر كار اين امّت بى خردان و بد كارانشان ( بنى اميهّ ) ولايت و حكمرانى نمايند ، و مال خدا ( بيت المال مسلمانها ) را بين خودشان دولت دست بدست رسيده و بندگان او را غلامان و نيكان را دشمنان و بد كرداران را يارانشان قرار دهند ، زيرا از ايشان كسى است كه در بين شما ( مسلمانها ) شراب آشاميد و او را ( براى اين كار زشت ) بحدّى كه در اسلام تعيين شده تازيانه زدند ( گفته‌اند : مغيرة ابن شعبه از بنى اميهّ از جانب عمر بر كوفه حكمفرما بود در مستى با مردم نماز گزارد و بعدد ركعات افزود و در محراب « جاى ايستادن پيشنماز در » مسجد قى كرد پس او را حدّ زدند ، و همچنين عتبة ابن ابى سفيان را بر اثر نوشيدن شراب خالد ابن عبد اللّه در طائف حدّ زد ) و از ايشان كسى است كه مسلمان نشد ( مانند ابو سفيان و معاويه ) تا اينكه براى اسلام آوردن بايشان بخششهاى كمى دادند ( رضيخه بخشش اندكى است كه به جهت تأليف قلوب و سازگارى بكفّار مى دادند تا اسلام و مسلمانها را كمك كنند ) 7 - پس اگر براى والى شدن اين اشخاص نبود بسيار شما را ( بجهاد و زد و خورد ) وادار ننموده و ( از كاهلى ) سرزنش نمى كردم ، و در گرد آوردن و ترغيب نمودن شما كوشش نداشتم ، و هنگامى كه زير بار ( جنگيدن با دشمن ) نمى رفتيد و سستى مى نموديد شما را رها مى كردم ( به حال خود مى گذاشتم ) . 8 - آيا نمى بينيد اطراف شما كم گرديده و به ديارتان فيروزى يافته‌اند و آنچه در تصرّف شما بود بدست آورند ، و در شهرتان جنگ ميكنند ( نمى بينيد معاويه بعضى از شهرهاى شما را گرفته و مى جنگد تا همهء