تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1041

مساهمون:

ص١٠٤١
57 - از نامه‌هاى آن حضرت عليه السلام است باهل كوفه هنگام حركت از مدينه ببصره ( بجنگ اصحاب جمل ، كه در آن از ايشان كمك خواسته ) : 1 - پس از حمد خدا و درود بر پيغمبر اكرم ، من از جاى قبيلهء خود ( از مدينه بعزم بصره ) بيرون آمدم در حالى كه ( نزد كسى كه با حقيقت آشنا نبوده امام زمانش را نمى شناسد ) يا ستمگرم يا ستمگر ديده ، و يا گردن كش و يا رنج برده ، 2 - و ( در هر دو صورت ) من خدا را به ياد كسى كه اين نامه‌ام به او مى رسد مى آورم تا زود نزدم آيد ، اگر ( دانست كه در اين كار ) روشم درست بود كمكم نمايد ، و اگر كردارم را درست ندانست بازگشت بدرستى و خوشنودى ايشان را از من بخواهد ( بنا بر اين كسى نبايد بهانه گرفته از خانه بيرون نيايد ، بلكه بايد خدا را در نظر داشت و از خانه بيرون آمد و مظلوم را كمك و ظالم را نهى از منكر نمود ، بله اگر نتوانست ظالم و مظلوم را تشخيص دهد ايشان را به حال خود گذارد كه در اين صورت عذر نادانى او پذيرفته است ) .