تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
32 - از خطبه‌هاى آن حضرت عليه السلام است ( در شكايت از اهل زمان خود ) : ( 1 ) اى مردم ، ما صبح كرديم ( واقع شده‌ايم ) در روزگارى كه ( مردم آن ) ستمكار و كفران كنندهء نعمت هستند ، نيكوكار در آن بدكار شمرده مىشود ، و ظالم نخوت خود را مى افزايد ، ( 2 ) از آنچه كه مى دانيم بهره‌اى نبريم ( بر وفق علم خود عمل نمى كنيم ) و از آنچه را كه نمى دانيم نمى پرسيم ، و ( بر اثر نادانى و نخوت ) از بلاى بزرگ نمى ترسيم تا اينكه بما وارد شود ، پس ( 3 ) ( به عاقبت كار خود فكر نمى كنيم تا آنگاه كه به بدبختى و بيچارگى مبتلى گرديم ، در اين زمان ) مردم بر چهار صنفند : اوّل كسى است كه او را از فتنه و فساد منع نمى كند مگر بيچارگى و كندى شمشير و كمى مال او . ( 4 ) دوّم كيست كه شمشير از غلاف كشيده و شرّ خود را آشكار ساخته سواره و پياده ( لشگريان ) خويش را گرد آورده ، براى فتنه و فساد خويشتن را آماده نموده ، دينش را تباه كرده ( از دست داده ) است براى متاعى كه به غنيمت بربايد ، يا براى سوارانى كه پيشرو خود قرار دهد ( براى اظهار تبختر و بزرگى ) يا براى منبرى كه بر آن بر آيد ( و بمردم پيشوائيش را نمايش دهد ) ( 5 ) و بد تجارتى است كه خود را و بهشتى كه خداوند آن را براى تو قرار داده بفروشى و به بهاى آن دنيا را بگيرى . ( 6 ) سوّم كسى است كه دنيا را به عمل آخرت ( تظاهر به عبادت و بندگى ) مى طلبد و آخرت را به عمل دنيا ( زهد و تقوى و عبادت حقيقىّ ) خواهان نيست ، ( 7 ) خود را با وقار و طمأنينه نشان مىدهد ( مانند پرهيزكاران تواضع و فروتنى از خود ظاهر نموده ) و گام خويش را نزديك بهم گذارده ( مانند مردم بى اذيّت و آزار در راه رفتن آهسته آهسته قدم بر مى دارد ) و ( براى عبادت و بندگى ) دامن جامه‌اش را جمع كرده بسرعت تمام راه مى رود ، و خود را براى امين قرار دادن و مورد وثوق گشتن ( نزد مردم بزهد و تقوى ) آراسته نموده ، و پردهء خداوند ( راه دين و شريعت ) را وسيلهء معصيت قرار داده ( خود را به لباس دين جلوه داده با حيله و تزوير براى صيد متاع دنيا و جلب مال و دارائى در راه مردم دام افكنده ) . ( 8 ) چهارم كسى است كه بر اثر حقارت و پستى و نداشتن وسيله‌اى كه بمقام رياست برسد از خواستن آن مقام خانه نشين گرديده است ( 9 ) و چون دسترسى