دقيق و در عين حال بسيار جنجالى در علم كلام است ، به طورى كه در زمان ائمّهء معصومين ( ع ) موضوع بحث ميان مسلمانان واقع شد و بسيارى بر سر اين بحث شكنجه و حتّى كشته شدند . يكى از علل اصلى اينگونه برخوردها حمايت و يا عدم حمايت خلفاى وقت بوده كه در نتيجهء آن ، خونهاى بسيارى از مسلمانان ريخته شد . لذا به جهت اهمّيتى كه اين بحث از گذشته تا كنون داشته ، نظر بسيارى از متكلّمان و حكما را در شرح و بسط اين صفت از صفات إلهى به خود معطوف داشته است . فهرست مطالب در اين مسأله به شرح ذيل است :
1 . برهان خفرى در كلام إلهى
2 . رفع تعارض موجود ميان دو قياس مذكور در شرح قوشچى
3 . وجوه ششگانهء معتزله در إثبات رأى خود در كلام حقّ تعالى
4 . نظر قوشچى دربارهء دو وجه اخير معتزله
5 . مفاسدى كه اصحاب در فهم كلام شيخ اشعرى قائل شدند
6 . نظر خفرى در ترتيب حروف و بررسى نظر قوشچى
7 . شش وجه در كلام حقّ تعالى از نظر خفرى
خفرى از آنجا كه به اهمّيت مسئلهء علم و كلام حقّ تعالى واقف بوده ، پيرامون آن مشروحا به بحث پرداخته است و در واقع ايشان به دو بحث به لحاظ اهميّت آن توجّه بيشترى مبذول داشته است : علم حقّ تعالى و تكلّم حقّ تعالى .
اكنون كلام حقّ تعالى را به يارى حقّ ، در حدّ توان توضيح خواهيم داد . در ابتدا نظر خواجه را با توضيحات بيشترى مطرح نموده و سپس به شرح بعضى از مطالب مهمّ قوشچى و خفرى مىپردازيم :
خواجه در اين باره مىگويد : « عموميت قدرت حقّ تعالى كه شامل جميع ممكنات است ، بر متكلّم بودن حقّ تعالى دلالت دارد . » وى قول قائلان به نفسانى بودن كلام حقّ - يعنى اشاعره - را غير معقول مىداند . زيرا ايشان معتقدند كلام حقّ
تعليقه بر الهيات شرح تجريد ( فارسي ) — صفحة 57
مساهمون: شمس الدين محمد بن احمد خفرى
ص٥٧