تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
104 - از خطبه‌هاى آن حضرت عليه السلام است ( كه پس از ستودن پيغمبر اكرم بانقراض دولت بنى اميه اشاره نموده و بعد از آن مردم را پند و اندرز مى فرمايد ) :

قسمت أول خطبه

( پيش از طلوع خورشيد حقيقى و تابش آفتاب عالم گير اسلام مردم در منتهى درجهء ضلالت و گمراهى و بدبختى بودند ) ( 1 ) تا آنكه خداوند محمّد صلّى اللّه عليه و آله را به رسالت و پيغمبرى بر انگيخت كه ( نيكو كاران و بد كاران را ) شاهد و گواه باشد ، و ( نيكو كاران را به پاداش كردارشان ) مژده دهد و ( معصيت كاران را از عذاب الهىّ ) بترساند ، در حالى كه در طفوليّت و خورد سالى بهترين خلائق و در كهولت ( چهل سالگى ) كريمتر و برگزيده‌ترين آنها و طبيعت در خلقت او پاكتر از همهء پاكان ( از آدم عليه السّلام تا عبد اللّه همواره در صلب انبياء و اوصياى ايشان ) بود ، و بخشش او بيش از توقّع خواستاران باران بخشش او بود ، ( 2 ) پس ( اى بنى اميهّ ) از شيرينى لذّت و خوشى دنيا بهره‌مند نگشتيد و براى نوشيدن شير از پستان آن توانا نشديد مگر بعد از آنكه آن را يافتيد با مهار جولان دار و جهاز و پالان تنگ نبسته ( آن را چون شتر سر خود و بى ساربان رايگان بدست آورديد ، و اين بر اثر آن بود كه ) حرام آن نزد خانواده‌هايى ( خلفاء پيش از امام عليه السّلام و پيروانشان ) به منزلهء درخت سدر بى خار بود ( كه به آسانى ميوهء آن را تناول مى نمودند ، يعنى نواهى را مرتكب شده از عذاب روز رستاخيز باكى نداشتند ) و حلال آن از آنها دور گشته وجود نداشت ( گفتار و كردارشان بر خلاف دين اسلام بود ) و ( 3 ) ( شما گمان نكنيد كه همواره دنيا به همين منوال بوده دولت بنى اميهّ باقى و برقرار مى باشد ، بلكه ) سوگند به خدا ، دنيا را به دلخواه خود يافته‌ايد مانند سايهء كشيده شده تا مدّت معيّنى ، پس زمين براى شما خالى و بى صاحب است ، و دستهايتان در آن گشاده ، و دستهاى پيشوايان ( حقيقى ) از ( استيلاء بر ) شما باز داشته شده ، و شمشيرهاى شما بر آنها مسلّط است ، و شمشيرهاى آنان از شما برداشته ( خلاصه تسلّط شما بر مردم روزگار طورى خواهد بود كه دوستان خدا و فرزند دلبند رسول اكرم را خواهيد كشت ، و ليكن ) ( 4 ) آگاه باشيد براى هر خونى خونخواه و براى هر حقّى خواهانى است ، و خونخواه خونهاى ما همچون حاكمى است كه در بارهء خودش حكم كند ( كه بدون بينّه و شاهد طبق علمش در حقّ خويش حكم مى نمايد ) و خونخواه و خواهان حقّ ما خداونديست كه هر كه را بطلبد ( و بخواهد